تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

[ 21 ] ( ادراك ، لذت ، الم و مطلوب قوهء دراكه كمال است )

فصّ . كلّ إدراك فامّا أن يكون لملائم او لغير ملايم ( 232 ) . و اللذّة ادراك الملائم ، ( 88 ر ) و الأذى إدراك المنافر . إنّ لكلّ إدراك كمالا ، و لذّته ادراكه . للشهوة ما تسطيبه ، و للغضب الغلبة ، و للوهم الرجاء ، و لكلّ حسّ « 418 » ما يعدّ له ، و لما هو أعلى هو الحقّ ، و خصوصا الحقّ بالذّات . و كلّ كمال من هذه الكمالات معشوق لقوّة « 419 » درّاكة . معنى لذّت در يافتن موافق است از آن حيثيّت كه آن امر موافق است ، و الم ادراك ناموافق است از آن رو كه ناموافق است . مثلا ابعاد متّفقه شنيدن به قوّهء سامعه را كه اگر بعد ميان نغمتين مختلفين به حدّت و ثقل متّفق است ، و بر نسبتى از نسب منطقه سامعه را لذّت بخشد كه ، نفس به قوّهء سامعه آن نسبت دريابد . و آن نغمه آهنگ بود . و از تأليف لحنى كه از آن نغمات بهم رسيده باشد ، نفس ملتذّ شود به قوّهء سمع . و اگر ابعاد متنافره بود ، و نسبت اصمّ بود ، آن نسب در نتواند يافت . و چنان كه كسى جويا بود امرى را ، و درنيايد ، و خلاف متوقّع به ظهور رسد ؛ طبع را از شنيدن چنين بعد نفرتى روى نمايد . و هر چند ادراك اسرع بود ، لذّت افزون باشد . چون شنيدن ابعاد كبار نسبت به صغار . و كذلك باصره كه چون الوان و اعضاء را به واسطهء الوان مناسب بيند ، نفس ( را ) به واسطهء قوّه بصر لذّتى پديد آيد ، و اگر نه ، متنفّر شود . مجملا لذّت هر چيزى از چيزى از آن باشد كه حافظ وجود و موجب كمال

هامش
( 418 ) - م و ط : حسن .
( 419 ) - م و ط و شرح گمنام ( 141 ) « القوة » ندارد ولى در شرح غازانى ( ص 65 ) هست .