تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
او را . بل به اين عنوان هم ميدانست كه تغيّر در ذات احديّت نتواند بود ، كه گفت : « لا احب الآفلين » . پس او مدام متوجّه جناب احديّت بود . و آخر كه گفت : « انّى وجّهت » مراد توجه تمام است . و مراد اينكه اگر اولا متوجّه جناب احديّت شود ؛ بكشد ترا ، و در عالم باطل نگذارد ، چنان كه ابراهيم را . و اين بيان منطبق است بر اينكه غرض معلّم حلّ اول باشد ، چنان كه ظاهر است . و ببايد دانست كه اهل سنت را با شيعهء اماميه درين مقام سخنى است كه اماميّه گويند كه : بر نبى سهو و خطا و عصيان و كفر جايز نيست از اول عمر تا آخر عمر . و ظاهر آيهء كريمه دلالت كند كه ابراهيم اولا تصديق كرد به خدايى ماه و آفتاب . و اين شرك باشد . پس اين سخن غلط باشد ، كه بر نبى كفر جايز نباشد . و هر گاه كفر جايز بود سهو و نسيان به طريق اولى جايز خواهد بود . و اين نامهء پريشان جاى بيان اين نيست . ان شاء اللّه پس ازين سخنان به تفصيلى اتمّ مبين شود . و نعود إلى الكتاب .