تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
و كسب صور عقلى را ميتوان بود كه ملاقات گفته باشد با عقل ، كه چون نفس كلى با عقل ملاقى شود صور عقلى درو ظاهر شود . و شايد كه روح كلى باشد ، و كلمه نفوس كمّل انبياء . چنان كه عيسى را كلمة اللّه گويند ، يعنى اين جاست كه روح كه عبارت است از روح قدسى كه بر قلب انبياء نازل مىشود درين مرتبه باشد ، كه روح نبى از حدّ نفس كلى بگذرد و ملاقات كند با روح قدسى . و اين حل به آنچه خواهد در معنى نبوت مناسب‌تر است . و اينجا افق عالم امر است كه پس ازين عالم طبيعت باشد . و اينست كه گفت « عليها العرش » ، يعنى آسمان نهم ، « و الكرسى » كه آسمان هفتم است . « و سماوات سبعه » مر اين عالم جسمانيات و افق طبيعت . و درين مرتبه هم ترتيب هست ، كه اول در وجود نفس است ، پس طبيعت ، پس صورت ، پس هيولى . مجملى به اين اشاره كرديم موافق آراء فلسفى . پس گفت : « ثم يدور على المبدأ » يعنى چون به عالم جسمانى رسد ، اثر فيض و اجسام ابداعى پديد آيد . « يدور » يعنى « يعود » . و درين صورت « على » به معنى « الى » است ، كه حروف جاره بعضى به معنى بعضى مىآيد . پس برگشت سلسلهء وجودات به سوى مبدأ كه مركبات پديد آمد ، و قوّتهاى نباتى و حيوانى و نفسانى ظاهر شد در عالم عنصر و قوّهء نطقى ، پس قوهء ناطقه به فعل آمد ، و نحو عقل بالفعل رسيد . و اين موافق ظاهر « على المبدأ » است . و شايد كه « يدور على المبدأ » معنيش اين باشد كه مبدأ « مدار عليه » اين حركات است كه هر متحرّك از قوّه به فعل حركت ، كه حركت نباشد الا خروج از قوّه به فعل على سبيل التدريج و شوق كل خير است كه متحركات به سوى خير حركت كنند . پس حركت بر مبدأ است ، يعنى مدار حركات برو است : يا به طبع چون ( 214 - 76 ر ) حركات نبات ، و حركات طبيعى حيوان و انسان ، و يا به اراده چون حركات ارادى حيوانات و حركات افلاك . و ليكن هر چيز در هر حركتى جوياى فعليّتى بود . پس گفت « كل يسبح بحمده » يعنى : هر يك ازين افلاك و ما فيها تسبيح
شرح فصوص الحكمة — صفحة 210 | محمد تقي الأستر آبادي