از زيادتى يقين اينست به همه . حال اين دهشت چنين باشد ، تا آنگاه كه ثابت شود در جان راه او ، و ثبات هنوز نباشد . بلكه خودبخود گاهى پديد آيد ، چون شعله و گاهى فرو نشيند تا به حدّى رسد كه حيرت ثابت گردد ، و ملكه شود ، و مدام به سير عالم ملكوت باشد ، و هر گاه خواهد ، متوجّه اين عالم شود . و اين طريق از فكر دانش است . و برخى ديگر را طريق نه اينست ، بل ايشان ضعيف گردانيدن « 366 » اوهام و خيالات را به رياضات و صيام . و چون اين اوهام و خيالات كم شود ، قوّت نفس و عالم خود پديد آيد ، و انس به آن عالم بهم رسد ، و همان مقامات پديد آيد كه شمرده شد . و برخى ديگر هر دو بجاى آورند ، هم در فكر و تامل در علوم و حقيقت اشياء جدّ و جهد به كار دارند ، و هم متوجّه رياضات و مجاهدات كردند ، و ترك و تجريد ، و اين كس زودتر به ابن معنى رسد « و للناس فيما يعشقون مذاهب » . طريق سيم و اين كار حكماء الهيّين كه از دنيا و نعيم آن به خرقه و لقمه اقتصار كرده بودند . تمام اين طريق تحصيل اين مقام در كتابهاى حكمت عملى است ، كه صفات رذيله را چون رفع كنند و صفات فضيله را چون كسب كنند . افلاطن الهى گفت معرفت و شناخت خدا جبلّى نفس است ، و به سبب اوهام و خيالات پنهان شده است . چون موانع رفع شود ، به ظهور آيد . پس آنچه واجب است رياضت و مجاهده است . و گفت : ازينست كه صاحبان ناموس الهى به عمل بيشتر فرمودهاند . مجملا معلم كه « 367 » « تدهش » گفت ، اشاره به اين است كه حيرت هنوز
شرح فصوص الحكمة — صفحة 203
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
ص٢٠٣
هامش
( 366 ) - م : گردانيدند .
( 367 ) - م : كه معلم .