تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١

باشد كه به حركت انسان بالفعل باشد . و هر يك ازين مركبات را به ديگرى متصل گويند كه اوّل درجهء معدن به عناصر متصل باشد ، و آخرش ( 202 ) به نبات . چون مرجان كه در نمو ظاهر نشود بسيارى ، و اوّل نبات اين باشد . و كذلك قوى نباتى در قوّت و فزايش بود ، و « 330 » در بعضى « 331 » تغذيه و تنميه و توليد هر سه ظاهر شود ، و در بعضى توليد ظاهر نشود ، چه بعضى را مادّهء آماده « 332 » زياد باشد كه بجاى نطفه نماند ، و بعضى را نطفه نباشد . و چنين بود تا آخر نبات كه كمال تمام گردد درو . چون درخت خرما كه نه آثار حيوانى درو ظاهر شود از ميل و عشق و ساير آثارى كه به تفصيل در كتب مطوله مسطور است . و اين آخر نبات باشد و متّصل به اوّل حيوان كه درو نباشد الّا حسّ ، چون صدف . پس مرتبهء حيوان فزايش گيرد تا به حيوانى رسد كه حواسّ همه در ايشان ظاهر باشد ، و ذكاء و فهم داشته باشند ، چون ميمون . و اين آخر حيوان باشد و پس ازين اوّل انسان بود ، آن انسان كه در آخر معموره بود ، و به حيوانات و وحوش ماند ، تا به انسانى رسد كه آثار رويّه و فكر در او ظاهر باشد ، و ملكات نيك و اخلاق پسنديده و حكمت و غضب و شجاعت و عدالت . و آخر اين انسان گويند متصل باشد به اوّل درجهء فرشته ، و گويند نفس به حركت از حدّ نفسى به حدّ عقلى رسد . حكيم بزرگ ، ابو على مسكويه ، در كتاب « فوز اصغر » « 333 » گويد پس از آنكه اتصال موجودات بسيطه بيان كرد : فامّا اتّصال الموجودات التى نقول إنّ الحكمة سارية فيها ، حتى وجدتها ، و أظهرت التدبير المتقن من قبل الواحد الحقّ فى جميعها ، حتى اتّصل آخر كلّ نوع به آخر ، فصار كالسلك الواحد الذى ينتظم خرزا كثيرة على تأليف صحيح ،

هامش
( 330 ) - م « و » ندارد .
( 331 ) - م « بعضى » ندارد .
( 332 ) - در ر « آماده » نيست .
( 333 ) - فصل 1 مسألهء 3 ص 78 .