تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

حقيقت كلى حيوان جسمى و قوهء جسمى نباشد و حال جسمى ، پس مجرد بود . شيخ اشراقى را دو دليل است برين مطلب : يكى آنكه انانيت تو « 291 » ثابت است كه به هيچ وجه متبدل نگردد . چه هر كه به يقين داند كه همان شخص است از اول عمر تا به آخر عمر ، « 292 » و هيچ ( 196 ) جزء از اجزاء بدن نيست كه ثابت باشد از اول عمر تا به آخر عمر . « 293 » چه ( 64 پ ) بدن مدام در سيلان و تجدد است ، پس انانيّت هيچ كس به تن و اجزاء تن نباشد . و ايضا گفت : تو از ذات خود هرگز غافل نباشى ، و هيچ جزء از اجزاء بدن نيست كه فراموش نشود گاهى . پس از آنچه گاهى فراموش شود ، نه آن باشد كه هرگز فراموش نشود . « 294 » و پيداست كه اگر اين سخنان راست باشد ، لازم آيد كه حيوانات را نيز نفس مجرد باشد . و اين دانشمند التزام كرده ، و مراتب تجرد و صفاى نفوس را مختلف دانسته . و بعضى از دانايان تقرير دليل تجرد به اين نحو كرده‌اند . قال الاستاد أبو على مسكويه في كتاب « الفوز الاصغر » ، « 295 » بعد ما قال : انّ الكلام فى النفس و تحقيق ماهيّتها و حظّها من الوجود و بقائها بعد مفارقة البدن امر مستصعب غامض ، و لا سيّما يجرى للفيلسوف ما ليس غيرهم ، و ممّا يجده أيضا من علوّ الألفاظ لأجل مذهب الرجل في المحافى كلامه طلعة الاختصار المفرط لرياضة « 296 » شبعته و اثبات . « 297 »

هامش
( 291 ) - م : بود .
( 292 ) - ط « عمر » ندارد .
( 293 ) - ط « عمر » ندارد .
( 294 ) - م « گاهى پس از آنچه . . . . نشود » ندارد .
( 295 ) - فصل 1 مسالهء 3 ص 27 نيز تهذيب الاخلاق ، مشكويهء رازى ص 4 چاپ 1966 بيروت .
( 296 ) - م : الرياضية .
( 297 ) - م : ذاتيات . عبارت در دو نسخه چنين است و در خود فوز اصغر « و لا سيما . . . اثبات » نيست .