رستاخيز مراد است روز فناى كل ممكنات است ، كه هيچ ممكن موجود نباشد ، و آنچه موجود بود ذات واجب الوجود باشد « 268 » و بس ، كه گفت : « لمن الملك اليوم ، للّه الواحد القهّار » . و اين سخن پيش اهل شرع درست باشد ، نه پيش همه ، بلكه پيش آنكه الحال به وجود بهشت و دوزخ قائل نباشد . و اين مذهب اندكى از اهل ملل است . و جمهور اهل اسلام بر آنند كه بهشت و دوزخ موجود است . و بر تقديرى كه موجود باشد ابدى است ، چنان كه كتاب كريم ناطق است به خلود و بقاء ابدى در بهشت و دوزخ ، و بعد از خرابى عالم بهشت ( 62 پ ) و دوزخ خراب نشود . بلكه پيش اين طائفه ملك عبارت است از ملك دنيا كه به تمامى خراب شود ، و هيچ موجودى نباشد درين نشأه نه عناصر و نه افلاك ، چنان كه به كتاب كريم گفت : « يوم نطوى السماء كطىّ السجل للكتب » . و ايضا پيش « 269 » آنكه به تجرد نفس قائل نباشد ، كه اگر باشد چون علماى شيعه و اكثر معتزله . كه نزديك است كه احاديث داله بر تجرّد نفس به حدّ تواتر رسيده باشد و بقاء ( 193 ) او بعد از خراب بدن . پس نفس موجود باشد بعد از خرابى عالم . و اما به گمان آنكه نفس مادى بود ، و بهشت و دوزخ موجود نباشد ، تواند بود كه موجودات همه باطل و ناچيز شوند ، و بعد از آن گاهى كه خدا خواهد انشاء كند خلق را و بهشت را و دوزخ را . و مجازات هر كس را بايد به عمل آيد . برين تقدير معقول است كه جريان قلم بر لوح متناهى بود الى آخر الوجود ، پس از آن پديد آيد خلق على ما شاء اللّه العزيز . و ايضا اين به مذهب كسى درست باشد كه به اعادهء معدوم قائل باشد بىاجزاء
شرح فصوص الحكمة — صفحة 174
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
ص١٧٤
هامش
( 268 ) - م : بود .
( 269 ) - م : در پيش .