تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

داخله در سلسلهء زمان و آن . « 253 » و اگر نه ؛ علم واجب متغيّر بودى ، و داخل در سلسلهء زمان . « بل من ذاته » يعنى : ظهور كل و جزء از ذات احديّت است « لا من حيث التغيّر » . به اين معنى كه علم واجب الوجود متغيّر نيست ، چه او را علم است به متغيّر ، نه علم متغيّر ، بل علم هم دارد به اينكه جزئيّات متغيّرند ، و اين علم ثابت است . و چون علم واجب الوجود از راه اسباب است ، پس ترتيب همين است پيش واجب شخصى را پس از شخصى ، چه علل مرتب است . و اين ترتب اشخاص بىنهايت است . پس ازين نتيجهء اين مقدّمات بيان كرد كه واجب الوجود عالم است ، و علم او به اشياء بذاته ، است نه مستفاد از اشياء . و اين علم او به اشياء كل ثانى است ، چه در فصّ سابق گفت « هو الكلّ فى وحدة » . و آن كلّ اوّل بود ، و به اعتبار علم به جميع اشياء كلّ ثانى است . « 254 » و اين به زعم فلاسفه مرتبهء عقل كل است كه درو جمع است جميع موجودات و درو اضداد همه جمعند . و به اين معنى اشاره كرد كه : « و هناك الأمر » يعنى اين مرتبهء عالم امر است . و جبروت نيز گويند امر را از آن رو كه واجب الوجود به كتاب كريم گفت : « قل الرّوح من أمر ربّى » ، و جبروت از آن رو كه « 255 » مجبورند در افعال خود ، و يا به سبب آنكه كمالات ايشان به فعل جبر « 256 » نقصان امكانى « 257 » ايشان كرده . به اين توجيه محقق دوانى در « شرح هياكل » اشاره كرد .

هامش
( 253 ) - م « و آن » ندارد .
( 254 ) - م : باقيست .
( 255 ) - ط « و » ندارد .
( 256 ) - ط : خير .
( 257 ) - م : نقصانى امكان .