تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

معنى « مع » باشد ، تا ظاهر شود ترا عالم غيب به جميع آيات و آثار . و منطق و گويا شوى ؛ يعنى توانى سخن گفت از عالمين با اينكه « ينطق » از « نطق » به معنى ادراك باشد ، چنان كه مصطلح طايفه است . يعنى تا ادراك كنيم عالمين را چنان كه ممكن باشد . و اولى اينست كه گوييم « حتى يظهرك » معنيش اينست كه تا ظاهر شود بر تو معنى علم ، و آن « 243 » سخن كه گفت : « هو الكلّ فى وحدة » ، و گويا شوى تو ، « 244 » يا ادراك كنى معنى علم را ، و احاطهء واجب الوجود به موجودات بدانى . مؤيّد اين حلّ است كه پس ازين نيز در فصّ آينده ، بلكه دو فصّ ديگر معلم را سخن در مسألهء علم است . پس اولى اين باشد كه اين سخن هم مربوط باشد به علم . و ما پس از اين معنى اين ملاحظهء عالمين شهادت و غيب و بيرون آمدن نفس ناطقه از قوّه ، از كتابهاى ايشان بيان كنم ، إن شاء اللّه العزيز .

هامش
( 243 ) - م : و اين .
( 244 ) - م « تو » ندارد .