مشكك متضمن نوعى تشابهاند » . موجّه بودن اين پندار را واقعيّت ديگرى هم پشتيبانى مىكند ، و آن اين است كه واژه عربى براى « همانندى » لفظ اشتباه است ، و اين واژه را يكى از مترجمان لاتين دورهء ميانه از زبان عربى هنگام ترجمهء عبارتى كه به نظر مىآيد سرچشمهء اصلى عبارت غزالى باشد ، به معناى مشكك و « مبهم » گرفته است .
عبارت غزالى بدون ترديد گرفته شده از عبارتى از فورفوريوس است كه در آن آنچه فورفوريوس
omonumos kath omoiotita
مىنامد توصيف شده است « 1 » . ولى خود عبارت فورفوريوس هم بىترديد مأخوذ از يك عبارت از كتاب فيزيك ( طبيعت ) ارسطو است ( 24 - 22 ،
a 942 , physics Vll (
جائى كه ارسطو مىگويد : « در مورد واژههاى مشترك . . . گاهى ميان آنها مشابهتى )
tita omoiotita )
ديده مىشود » . اما در ترجمهء لاتينى قديم كتاب فيزيك ( طبيعت ) كه از عربى برگردانده شده است اين عبارت چنين است :
Aeguivocarumn . . . alia autem in eis est ombiguitas
. « 2 » . از اينجا كاملا هويداست كه واژه يونانى
omoiotis
نمىتواند به واژه لاتين
ombiguitas
ترجمه شده باشد مگر اينكه واژهء عربئى كه ميانجى اين انتقال بوده واژهء اشتباه بوده باشد كه هم معناى « همانند » و هم معناى « مبهم » دارد ، و مترجم لاتينى آن را به معناى اخير گرفته است . همچنين در ترجمهء لاتين شرح مفصل ابن رشد وجود واژهء
ambiguitas
نشان مىدهد كه اين واژه بدون ترديد در ترجمهء اشتباه عربى آمده است « 3 » .
هامش
( 1 ) -porphyrius in categotias , p . 65 , 1 . 19 , ef . Baneth , op , cit . , p . 37.
( 2 ) -Aristorelis opera ( Venice , 1574 ) , vol . IV , p . 331 e.
( 3 ) - همان كتاب ص 331 ى - ك . از قضا بايد يادآور شد كه واژهء مشكل نيز چون واژهء متشابه از معنى اصلى خود به معناى « همانند » دور افتاده و معناى « مبهم » يافته است ( نگاه كنيد به واژهنامهء عربى و انگليسى لين ) ، و فارابى در اين معنا آن را در توصيف واژههاى مشكك به كار برده است . البته گفتنى است كه در اين مورد ممكن است واژهء مشكل تصحيف واژهء مشكك باشد . اشارهء غير مستقيمى به وابستگى ميان واژهء « متشابه » و « مشكك » در گفتار زير از بوئهى143 , II . 15 - 16 a . ) .De Interpretatione Editio Secunda ( Migne vol . 64 Col . 466 B : ed . Meiser« habet quamdam similitudinem atque ambiguitatem Boetii in Librum : Boehi .