تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣

« مبهم » است كه واژهء مصطلح براى آن مشكك مىباشد . به اين ترتيب غزالى در دو جا از كتاب تهافت الفلاسفهء خود ، يكى در بخش منطق ( ص 11 - 12 ) و ديگر در بخش الهيات ( ص 44 ) واژهء مشكك و متفق « 1 » را به معناى « مبهم » و « موهم » )

ambiguous )
به كار مىبرد ، بويژه در بخش منطق واژهء اخير را به عنوان اصطلاح اصلى استعمال مىكند . بدين نحو شايد تغيير معناى واژهء متّفق در ترجمهء عربى مقولات ارسطو بتواند توجيهى براى آوردن مثال ارسطو براى الفاظ مشترك به وسيلهء ابن ميمون به عنوان مثال براى الفاظ مشكك ، به دست دهد . ج - يا شايد اين توجيه را بتوان از دوگانگى معناى واژهء متشابه كه غزالى در زير آن مثال انسان حقيقى و صورت انسان را در معيار العلم آورده است ، استنباط كرد . واژهء متشابه هم به معناى « همانند » است و هم به معناى « مبهم » و « به اشتباه افكننده » ، بنا بر اين ، اگر بپذيريم كه ابن ميمون از اين كتاب مثال انسان حقيقى و صورت انسان را گرفته است بسيار امكان دارد كه متشابه را به هر دوى اين معانى گرفته باشد . بنا بر اين آن را با واژهء مشكك يكى گرفته ، و مثال انسان حقيقى و صورت انسان را در زير آن ياد كرده است . رد چنين تلفيقى را مىتوان در كتاب وى بنام
Moreh Nebukiml , 56
يافت ، آنجا كه در توصيف الفاظى كه « به تشكيك » استعمال شده‌اند مىگويد : « الفاظ
هامش
( 1 ) - در عبرى به واژهءn , wthترجمه شده است . نگاه كنيد به :Kawwanot ha - polosofim , Ms , paris , Bibliotheque Nationale , cod hed . 901در ترجمهء لاتين الهيات غزالى ( ويراستهء ج . ت . موكل1933 , j . t . Muckle، ص 26 ، بخش دوم 9 - 10 ) واژهء متفق به «eo guod optatur omnibus» ترجمه شده و بلا فاصله در پى آن آمده است «et vecatur nomen ambiguum» و در واقع مترادف واژهء مشكك )ambiguum )دانسته نشده است بلكه توجيه و توضيحى براى آن دانسته شده است . متن چاپى عربى غزالى مىبايست به لاتين چنين ترجمه شودaut vecatur nomen aptumظاهرا ترجمهء لاتينى مبتنى است بر قرائت ديگرى از متن عربى .
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 493 | مهدى محقق / توشى هيكو ايزوتسو