تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
جملهء آن معانى برخى معناهائى است كه ديديم در متن‌هاى فلسفى عربى ، زير تأثير مفسران يونانى ارسطو ، به الفاظى كه آنها را الفاظ مشكك توصيف كرده‌اند ، نسبت داده شده است . به اين ترتيب در همان حال كه در فلسفهء اسلامى الفاظ « متشابه » )
analogical )

در زير واژه‌هاى مشكك آورده شده در فلسفهء سن توماس اكويناس درست بر عكس ، واژه‌هاى مشكك كه وى درست آنها را مشخص نمىسازد ؛ در زير واژه‌هاى متشابه آورده شده است . از اين رو ، الفاظ « متشابه » در فلسفهء سن توماس اكويناس ، مانند الفاظ مشكك در فلسفه اسلامى اين گونه توصيف شده است : ( الف ) [ الفاظ متشابه ] الفاظى هستند كه نه مشترك مىباشند و نه متواطى » « 1 » . ( ب ) بر چيزهاى گوناگونى بر حسب تقدّم و تأخّر تعلّق مىگيرند « 2 » ، ( ج ) و مثال روشنگر آنها واژه « وجود » است در اطلاق آن بر « جوهر و عرض » « 3 » . از اينجا به آسانى مىتوان دريافت كه چگونه مترجمانى كه از عربى يا عبرى ترجمه كرده‌اند و با استعمال اصطلاح «

analogical
» در نوشته‌هاى فلسفى لاتين آشنا بوده‌اند آن را به عنوان معادل ترجمه‌اى واژهء مشكك عربى و يا واژه
mesuppaq
عبرى به كار برده‌اند . اينك به نتيجه‌گيرى از بحث خود مىپردازيم . ديديم كه ارسطو خود در برخى از جاهاى طوبيقا ( 17 - 16 .
b
110 ، 3 ،
II , Topics
) و ما بعد الطبيعة - 2 ،
Metaphysics V
( 35 - 34
a
1030 ، 4 ،
IIV
. 34 - 33
a
1003 از دسته‌اى از واژه‌ها ياد كرده است كه در ميان واژه‌هاى مشترك و متواطى قرار دارند ، يعنى نه مشترك‌اند و نه متواطى . اسكندر افروديسى در تفسير و شرحى كه بر طوبيقاى ارسطو نوشته اين دسته از واژه‌ها را
هامش
( 1 ) -Contra GentilesI , 34 : « neque univocve neque aequivoce , sed analogice » .
( 2 ) -I . Setintiarum , Distinct . 35 , Quaest . l . Art . 4 , Solutio : « sed duplex est analogia . Quaedam secundum convenbiam in aliguo uno , qued eis per perius et nosteriusConveni t . »
( 3 ) -contra Gentiles I , 34 : sieut ens de substantia et accidente dicitur » .