تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢

و يوحنّاى دمشقى « 1 » به كار برده‌اند . اينك اگر تصور كنيم سرچشمهء اصلى مثال ابن ميمون يا ترجمه عربى مقولات ارسطو و يا معيار العلم غزالى بوده است مىتوانيم توجيه كنيم كه چگونه ابن ميمون اين مثال را در مورد الفاظ مشكك آورده است . ب - در ترجمهء عربى مقولات ارسطو ، و در عبارتى كه مثال انسان حقيقى و صورت انسان آمده است ، واژه‌اى كه در برابر «

eguivocal

» به كار رفته واژه « مشترك » نيست كه معمولا ابن ميمون به كار مىبرد ، بلكه واژه متّفق است « 2 » . گذشته از اين ، مشاهده مىشود كه با آنكه در ترجمهء كهن كتاب عبارت « 3 » ارسطو به عربى ، و نيز در نوشته‌هاى يكى از فيلسوفان نخستين اسلامى يعنى فارابى « 4 » دو واژهء مشترك و متفق در ترجمهء آن اصطلاح يونانى كه در انگليسى «

eguivocal
» ناميده مىشود ، به كار رفته است . فيلسوفان بعدى اسلامى چون ابن سينا و غزالى فقط لفظ مشترك را در اين معنى به كار برده‌اند . از اين نكته مىتوانيم چنين نتيجه‌گيرى كنيم كه واژهء متفق با گذشت زمان معناى «
eguivocal

» را از دست داده است . نتيجه‌گيرى ما را اين واقعيّت تأكيد مىكند كه ابن رشد در اوسط خود بر مقولات ارسطو ، پس از آنكه از ترجمهء كهن مقولات واژهء « متّفق » را نقل مىكند لازم مىشمارد كه در جلو آن بيفزايد « يعنى مشترك » « 5 » . اما ، بالاتر از اين ، واژهء متّفق نه تنها معناى خود را بعنوان « مشترك » از دست داده بلكه معناى جديدى يافته است ، و آن معناى

هامش
( 1 ) -Dialectica , Ch . 30.
( 2 ) - نگاه كنيد به كتاب يادشدهء م . بويكس ، ص 6 بخش اوّل بند 2 از متن ارسطو .
( 3 ) - نگاه كنيد به واژه نامهء اصطلاحات در كتاب -lsidor pollak , Die H ermaneutik - des Aristoteles in der arabischen Ubersetzung des lshaq ibn Honain Leipzik 1913ذيل همين واژه‌ها .
( 4 ) - در كتاب ياد شده در بالا .
( 5 ) - نگاه كنيد به كتاب يادشدهء بويگس ، صفحه 6 ، يكم ، 4 .
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 492 | مهدى محقق / توشى هيكو ايزوتسو