تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠

« شرابى » در مثال ابن رشد مقدمتا بر انگور و فقط مؤخرا بر تصوير و تنديس انسان اطلاق مىشود . اما در مورد مثال غزالى مطلب بدين روشنى نيست . اما اگر ما مراد از واژهء « تاج » « 1 » را در مثال غزالى تاج عاج ( يعنى تاج ساخته شده از عاج ) بگيريم ، مىتوانيم استدلال كنيم كه در اين مورد نيز سفيدى « مقدمتا » بر عاج ، و مؤخرا بر تاج عاج تعلّق مىگيرد . در واقع هم غزالى تفاوت ميان سفيدى « عاج » و « تاج » را تفاوت در « شدت » و « ضعف » مىداند كه چنان كه نشان داديم منعكس‌كننده آن تفاوتى است كه ارسطو « بيشتر و كمتر » مىخواند . اما در مورد مثالى كه ابن ميمون براى الفاظ مشكك مىآورد به اعتقادم مىتوان آن را با تلفيق دو مطلب زير توجيه كرد : ( الف ) كاربرد نادر مثال انسان حقيقى و صورت انسان كه ارسطو براى روشن ساختن واژه‌هاى مشترك به كار برده است در فلسفهء اسلامى . ( ب ) تغيير معناى يك واژهء عربى كه در اصل در ترجمه آثار ارسطو در برابر واژهء يونانيى كه معنى « مشترك » مىداده به كار مىرفته است . ( ج ) معناى دوگانه واژه‌اى كه غزالى در زير آن مثال انسان حقيقى و صورت انسان را ياد كرده است . الف - اين نكته در خور يادآورى است كه در بيشتر رسالات اصيل عربى دربارهء منطق كه پيش از ابن ميمون نوشته شده است مثال انسان حقيقى و صورت انسان كه ارسطو براى روشن ساختن الفاظ مشترك آورده است ياد نشده است ، و به جاى آن واژه عربى « عين » به مثال آورده شده كه هم به معناى « چشم » است و هم به معناى « چشمه » « 2 » . و از

هامش
( 1 ) - چنان كه در زير نويس صفحه 475 يادآور شدم مثال غزالى برف و عاج است نه عاج و تاج ، و گفتم كه ولفسن كلمهء « ثلج » عربى را در معيار العلم به غلط « تاج » خوانده است . با توجه به اينكه صورت درست مثال « ثلج » به معناى برف است نه تاج تمام « فلسفه‌بافى » هاى ولفسن در توجيه مثال غزالى بيهوده است .
( 2 ) - ابن سينا در كتاب نجات ( ص 142 ) و غزالى در مقاصد الفلاسفه ( ص 11 ) ، معناهاى ديگرى براى واژهء « عين » برشمرده‌اند .