تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧

توضيحات ديگر كه دربارهء الفاظ مشكك كه تا كنون داشتيم گرفته شده از آراء ارسطو است ، و ثانيا چگونه ابن ميمون مثال ارسطو را كه دربارهء الفاظ مشترك بوده است ، براى الفاظ مشكك به كار برده است . دربارهء شرح كلى ابن ميمون در باب الفاظ مشكك بايد گفت كه توضيح و توصيف مشابهى در برخى از مثالهائى كه غزالى و ابن رشد آورده‌اند به طور ضمنى وجود دارد . مثلا وقتى كه غزالى مىگويد كه « سفيدى » در اطلاق بر عاج و تاج * يك لفظ مشكك است در گفتهء او اين نكته مستتر است كه الفاظى كه دلالت بر كيفيّت عرض موجود در دو شىء مىكنند ، نيز از زمرهء الفاظ مشكك هستند ، زيرا سفيدى در مثال او صفتى عرضى براى عاج و تاج مىباشد « 1 » همين استنباط را مىتوان از مثال ابن رشد كرد آنجا كه لفظ « شرابى » را در اطلاق بر انگور و در اطلاق بر « چهره » به مثل مىآورد زيرا « شرابى » امرى عرضى براى انگور و براى چهره است . بنا بر اين ، غزالى و ابن رشد و ابن ميمون با وجود اختلاف زبان و بيان نظر مشتركى را بيان مىكنند ، و غير معقول نيست اگر تصور كنيم كه اين نظر مشترك قاعدتا بايد سرچشمه و منبع مشتركى داشته باشد . اينك بايد ديد آن سرچشمهء مشترك كدام است ؟ اين سرچشمهء مشترك به عقيدهء من باز همان عبارت از طوبيقا است كه ارسطو دربارهء آنچه اسكندر افروديسى بر آن نام لفظ مشكك مىگذارد ، بحث مىكند . از چهار قسم الفاظ مشككى كه ارسطو در آنجا بر مىشمارد قسم اول و دوم و چهارم را مورد بحث قرار داديم . قسم سوم را ارسطو اين طور تعريف مىكند كه آن لفظى است كه بر دو چيز مختلف اطلاق مىشود ، اما بر يكى بذاته )

Katd auto )
تعلق دارد و بر ديگر به عرض
( Kata sumbebikos )

« 2 » . ملاحظه مىشود كه از اين دو عبارت ، عبارت دوم ، يعنى

هامش
( 1 ) - مثال اصلى عاج و برف ( ثلج عربى ) است . نگاه كنيد به يادداشت مترجم در پانويس ص 475 .
( 2 ) -Topics ll , 3 . ll 0 b , 21 - 22.