تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤

( 4 ) الفاظى كه بر اشياء بر حسب مقدار تفاوتى كه با هم دارند دلالت مىكنند ، مانند اطلاق لفظ « شرابى » بر « خوشهء انگور » و « رنگ چهره « 1 » . بدون ترديد مراد ابن رشد از اين نوع الفاظ مشكك همان چيزى است كه غزالى در معيار العلم ( ص 44 ) به اطلاق لفظ بر دو شىء بر حسب تفاوتى كه در « شدت و ضعف » دارند ، وصف مىكند و براى مثال لفظ « سفيدى » را در اطلاق بر عاج و تاج ذكر مىكند « 2 » « 3 » . اما اينكه ابن رشد چگونه اين قسم از الفاظ را در زمرهء الفاظ مشككه آورده است ، در هنگام گفتگو از آراء ابن ميمون بحث خواهيم كرد . بر روى هم رده‌بندى ابن رشد ، چنان كه خواهيم ديد ، به استثناى در افزودن مشابهت ، عرضه داشتن همان عناصرى است كه در نزد فارابى و ابن سينا و غزالى ديديم اما به ترتيبى ديگر ، و ما نشان داديم كه سرچشمهء همهء آنها ارسطو است . اما اينكه ابن رشد مشابهت )

Analogy )

را در اين زمره آورده است در خور دقت است . ارسطو در برخى از عبارات از مشابهت چنان سخن مىراند كه گوئى از آن همان معنى را اراده مىكند كه از الفاظ مشترك ، چنان كه مثلا مىگويد كه اشياء را مىتوان « از راه مشابهت يك چيز ناميد » حتى اگر از يك نوع يا يك مقوله نباشند « 4 » . اما از يك نوع و يك مقوله نبودن دو يا چند چيز ، و در عين حال وجود داشتن اين امكان كه بتوان از نظر مشابهت بر آنها يك لفظ اطلاق كرد بنا بر تعريف خود ارسطو از « اشتراك » ، يعنى توصيف آنها با لفظ مشترك ، ناشى مىشود . با وجود اين ، وى در يك عبارت تصديق

هامش
( 1 ) -Vel erit eis ad rem unam comparatio diversa . ac si diceres uvam vinosam et faciem vinosam. « او شيهيه ال دبر احد يحس متحلف كامرك عنب يينى و مراه يينى » .
( 2 ) نگاه كنيد به يادداشت مترجم در صفحهء 475 .
( 3 ) - نگاه كنيد به پانويسهاى شمارهء 3 و 4 در ص 476 در همين گفتار .
( 4 ) -Metaphysics V , 6 , l 017 a , 2 - 3،