آن را به دو بخش عمده تقسيم مىكند كه بخش اول خود دو قسم و بخش دوم خود چهار قسم دارد به شرح زير « 1 » : الف . ( 1 ) الفاظ ابتدائى مانند لفظ « موجود » در اطلاق بر « جوهر » ، « كم » ، « كيف » و ديگر مقولات ( اعراض ) ، يا لفظ « حرارت » در اطلاق بر آتش و ديگر اشياء گرم « 2 » . ( 2 ) الفاظ مشتق چون لفظ « طبى » در اطلاق بر « كارد جراحى » و بر « دارو » و لفظ « صحى » در اطلاق بر « رياضت » و « علامت » و لفظ « خوب » در اطلاق بر « مكان »
هامش
( 1 ) - ترجمهء لاتين شرح واژههاى مشكك ( كه البته در آنجاanalogusخوانده مىشود ) فقط آن قسمتى را شامل است كه ما در اينجا در زير ب آوردهايم ، و اين ناشى از آن است كه در ترجمهء لاتين فقط از يك نوع واژهء مشكك بحث شده است نه از دو نوعى كه در ترجمهء عبرى آمده است ، در نتيجه ، در ترجمه لاتين گفتار پايانى ابن رشد" Et istae spceies , exceptis primis duabus speciebus , suut notae in nominibus analogis [ ambiguis، [ « و الوهمينيم ، لبرهمينيم ، هراشونيم ، يودعو بشموت همسوفقيم » راجع به ب گرفته شده است و عبارتexceptis primis duabus speciebusراجع به يك نوع از واژههاى مشكك و مربوط به بخش الف دانسته شده است .
( 2 ) -sicut est nome nentis , quod dicitur de substantia , quantitate , et qualitate caeteris praedicamentis , et sicut caliditas quae dicitur de igne et caeteris rebus calidis. « كنمصا اشر يا مر عل هعصم عل هكموت و هايكوت و شار همامروت و هحوم اشر يا مر عل هاش و عل شار هدبريم هحميم » ابن رشد در تهافت التهافت ، بخش هفتم ( چاپ م . بويگس ، 1930 ، بند 37 ، صفحات 377 - 388 ) علاوه بر دو مثال « وجود » و « حرارت » واژهء « حركت » را هم در اطلاق آن بر حركت مكانى ( الحركة فى الموضع ) و انواع ديگر حركت به عنوان واژهء مشكك ذكر مىكند .