منشأ اين گفتار فورفوريوس است « 1 » وى در ردهبندى مجددى كه از الفاظ « مشترك » ارسطو كرده است در زير عنوان الفاظ مشترك المعانى )
omonumos apo diaonoias )
اين ردهها را ذكر مىكند : ( 1 ) الفاظى كه بر چيزهائى كه از يك مبدأ )
aphenos )
هستند اطلاق مىشود مانند اطلاق لفظ طبى )
iatrikos )
بر ( الف ) كتاب طبى - )
bib lioniatrikos )
ب ) دارو )
pharmakon )
و ( ج ) كارد كوچك )
smilion ) . ) 2 (
لفظى كه بر چيزهاى مختلفى كه مؤدى به يك غايت )
prosen )
هستند اطلاق مىشود مانند اطلاق لفظ « صحى » )
ugieinon )
بر ( الف ) حب )
sition ) , )
ب ) گردش ( راه رفتن ) )
perioatos )
، و ( ج ) اندرزهاى [ بهداشتى ] )
anagnosma )
« 2 » . اينك ترديد نيست كه بخشى از گفتار غزالى مبتنى است بر گفتهء فورفوريوس ، اما عبارت فورفوريوس به خودىخود نشاندهندهء اين واقعيت نيست كه غزالى از اين مثالها براى روشن ساختن بحث الفاظ مشكّك استفاده كرده باشد ، و همچنين نشان نمىدهد كه غزالى ، و يا چه كس ديگرى واژهء « فصد » را كه در گفتار فورفوريوس نيست در اينجا افزوده است . براى اينكه بتوانيم استفادهء خاص غزالى را از اين مثالها روشن سازيم و نيز پى ببريم كه واژهء « فصد » را از كجا آورده است يك بار ديگر به نوشتههاى ارسطو و شرح اسكندر افروديسى بر آنها روى مىكنيم ، زيرا بيشتر مثالهائى كه فورفوريوس
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به :Boneth , op . cit . , p . 37
( 2 ) -porphyrius in Categorias , ed . A . Busse ( 1897 ) , p 66 , ll . 2 ff.