اينكه غزالى ، و يا كسى پيشتر از او ، عبارت « كمتر و بيشتر » ارسطو را به « شدت و ضعف » تغيير داده باشد نخست كاملا تصادفى به نظر مىرسد ، زيرا گاهى ارسطو خود نيز دو عبارت را به يك معنا به كار مىبرد « 1 » . گذشته از آن چنين تغييرى در شرح متوسط ابن رشد بر مقولات ارسطو نيز مشاهده مىشود در آنجا واژهء اكثر در ترجمهء عربى متن گفتار ارسطو كه ترجمهء تحت اللفظى واژهء يونانى
مىباشد به واژهء « اشد » تغيير يافته است « 2 » . من اميدوارم كه بعدا ، در آنجا كه به بحث دربارهء اين كه آيا ارسطو « سفيدى » و اطلاق آن را بر چيزهاى سفيد مختلف يك واژهء مشكّك مىدانسته است يا نه مىپردازم بتوانم نشان دهم كه تغيير « بيشتر و كمتر » به « شدت و ضعف » در اين مورد خاص براى منظور خاصى صورت گرفته است « 3 » . غزالى در همين نقطه از معيار العلم سه مثال ديگر براى روشن ساختن استعمال واژههاى مشكّك مىآورد ( 1 ) لفظى كه بر چيزهاى مختلف به جهت آنكه از يك مبدأ هستند اطلاق مىشود مانند لفظ طبى ( طبيه ) در اطلاق بر ( الف ) كتاب ، ( ب ) آلت جراحى ، و ( ج ) دارو . ( 2 ) لفظى كه بر چيزهاى مختلف به علت آنكه مؤدّى به يك غايت هستند اطلاق مىشود مانند اطلاق لفظ « صحى » ( صحيه ) بر ( الف ) دارو ، ( ب ) رياضت « 4 » ، و ( ج ) فصد . ( 3 ) لفظى كه بر چيزهاى مختلف از جهت داشتن مبدأ و غايت مشترك اطلاق مىشود ، مانند اطلاق لفظ « الهى » ( الهيه ) بر همه چيز « 5 » .