تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
اطلاق مىشود به مثال مىآورد . اما سرچشمهء اين دو نوع تمايز را نيز مىتوان ارسطو دانست . در تمايز نخست عبارت غزالى « اوليّه و آخريّه » منعكس‌كنندهء دو واژهء متضاد يونانى
epomenos
و
protos
مىباشد . گذشته از اين ، مثالى كه غزالى براى روشن ساختن اين دو اصطلاح مىآورد يادآور گفتار ارسطو است كه مىگويد لفظ « اوّل » )
protos )
بر چيزهائى اطلاق مىشود كه « وجود » بالذات )
kath auto )
بر آنها تعلق مىگيرد در تباين با چيزهائى كه وجود بر آنها به وساطت چيز ديگر )
kat allo )

تعلق مىپذيرد « 1 » . در مورد اخير وى مىتوانست گفته باشد كه « وجود » به طور « ثانوى » يا به « تأخّر » )

epomenos )
به اين چيزها تعلّق مىگيرد ، چنان كه در جاى ديگر گويد « وجود » اول بر يك قسم از اشياء حمل مىشود مانند حمل وجود بر « جوهر » و در « ثانى » )
epomenos )

بر قسم ديگرى از اشياء حمل مىشود مانند حمل وجود بر عرض « 2 » . اما در مورد تمايز دوّم غزالى يعنى تمايز ميان « شدّت » و « ضعف » اين دو اصطلاح « لفظا » يادآور دو واژهء متضاد يونانى

erema sphodra

است كه اغلب در نوشته‌هاى ارسطو به كار مىرود « 3 » . اما با توجه به اين حقيقت كه غزالى آنها را در اينجا در اشاره به تفاوت معناى « سفيدى » در اطلاق بر اشياء سفيد مختلف به كار مىبرد ، مىتوان استنباط كرد كه واژه‌هاى « شدت » و « ضعف » منعكس‌كنندهء عبارت يونانى « كمتر و بيشتر » )

to mallon kai to etton )
هستند كه اغلب ارسطو در چنين مواردى به كار مىبرد . مثلا آنجا كه مىگويد : « گفته مىشود كه يك چيز بيشتر
( mallon )
و يا كمتر )
etton )

از چيز ديگر سفيد است » « 4 » .

هامش
( 1 ) -Metaphysics Vll , 6 , 1031 b , 13 - 14.
( 2 ) -lbid . vll , 4 , 1030 a , 21 - 22.
( 3 ) - براى مثال نگاه كنيد بهTopics lll , 2 , ll 7 b 23و همچنين به :Benitz lndex Aristotelicus
( 4 ) -Categories , Ch . 8 , 10 b . 26.