تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
گر چه در اين جا به عنوان يك كبراى از پيش شناخته شده آمده ، خود در معرض اثبات واقع مىشود 86 . ابن رشد در شرح مطول خود بر اين فقره ، از فارابى نقل قول مىكند كه تمايزى كه ارسطو به آن اشاره كرده همان تمايز ميان « اوّلى » و « مكتسب » در « تصوّر » و « تصديق » ابن رشد با اين بيان مخالفت كرده و گفته است كه ارسطو در تحليلات ثانيه تنها از « تصديق » است . ولى سخن گفته بوده است 87 . ابن رشد در شرح متوسط خود بر همين فقره مىگويد كه قضيهء بيان‌كنندهء امتناع اجتماع نقيضين « تصديق »
) uerificotio (
است و اصطلاح مثلث « تصوّر »
) formotio (
. از بحث ابن رشد دربارهء اين فقره مىتوان نتيجه گرفت كه تمايز عمدهء ميان « تصور » و « تصديق » از پيش مفروض بوده ، و آنچه در اين فقره مقصود است اشارهء به تقسيم ثانوى معرفت به « اوّلى » و « مكتسب » است هم براى « تصوّر » و هم براى « تصديق » بنا بر رأى فارابى ، يا تنها براى « تصديق » بنا بر رأى ابن رشد . ولى با آنكه تمايز ميان « تصور » و « تصديق » مبتنى بر اين فقره نيست ، بسيارى از بيانات و مثالهايى كه در متون عربى مذكور ، هنگام بحث آنها از اين تمايز به نظر مىرسد ، مقتبس از همين فقره است . مثلا دو اصطلاح « معرفت » و « علم » كه در كتاب نجاة 89 به كار رفته و آن را به دو قسمت « تصوّر » و « تصديق » تقسيم كرده است ، و نيز اصطلاح تعليم كه در فصل 90 به عنوان معادل معرفت آمده ، ترجمه‌هاى لفظى اصطلاحات يونانى
mathesis dianoetike
و
didakalia
هستند كه در همان فقرهء مذكور از ارسطو آمده است 91 . به همين ترتيب اصطلاح مثلث را براى معنى « تصور » مثال زدن ، تعريف كردن « تصديق » به چيزى كه صادق يا كاذب است 92 ، قضيهء امتناع اجتماع نقيضين را براى نوع اوّلى « تصديق » مثال آوردن 93 ، « تصديق » مكتسب را مبتنى بر اثبات برهانى يا جدلى يا خطابى دانستن 94 ، و به قضيهء هندسى مساوى بودن مجموع سه زاويهء مثلث با دو قائمه مثال زدن 95 - همهء اينها را بايد در همين فقره از تحليلات ثانيه جستجو كرد .
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 452 | مهدى محقق / توشى هيكو ايزوتسو