تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
فقرهء اوّلى كه ابن رشد در آن اين بحث را به ميان كشيده و از تمايز ميان « تصوّر » و « تصديق » سخن گفته ، در فصل چهارم از كتاب عبارت ارسطو است . در آن فصل ارسطو تمايزى ميان قول
) logos (
و لفظ
) phasis (
قائل شده است 65 . يك قول يا گزاره ، به گفتهء ارسطو ، اگر جازم
) apophantikos (
باشد ، متضمن صدق يا كذب است 66 ، در صورتى كه لفظ با آنكه معنى
) semantike (
دارد ، بيان صدق و كذب نمىكند 67 . در ترجمهء لاتينى تفسير ابن رشد بر اين گفتهء ارسطو ، آمده است كه لفظ
per modum intelligentiae et conceptionis ( or intellpctus et formotionis ) , non per modum . affirmationis et negationis
. 68 كلمهء لاتينى
concptio
يا
formatio
در اينجا منعكس‌كنندهء كلمهء عربى « تصوّر » است . بنا بر اين ، مطابق تشخيص ابن رشد در اينجا ، تمايز عربى ميان « تصوّر » و « تصديق » مطابق است با تمايز ارسطويى ميان « لفظ » و « قول جازم » . اين فقره از عبارت ارسطو همچنين استعمال دو اصطلاح كلمه ( عبارت ، اسم
phasis (
و معنى
) semaiomenon (
را در ارتباط با « تصوّر » و دو اصطلاح ايجاب و سلب را در ارتباط با « تصديق » توضيح مىدهد . با آنكه تمايز ارسطو بدون شك متناظر با تمايز ميان « تصوّر » و « تصديق » در متنهاى عربى است ، و با آنكه
apophas logos logos
ارسطويى بيان‌كنندهء علت پيدايش كلمهء عربى « تصديق » است ( از آن جهت كه اين عبارت به چيزى تعريف شده كه « متضمن صدق يا كذب » 69 است ، و كلمهء « تصديق » نيز به معنى « قبول صدق » است ) ، هيچ توضيحى از اين فقره براى اصطلاح « تصوّر » به دست نمىآيد . بعلاوه ، ابن رشد در اينجا اصطلاح
intelligentia
يا
intellectus )
عقل ) را با اصطلاح
formotio
يا
conceptio )
تصوّر ) قرين آورده است . مىخواهيم بدانيم دليل وى براى مترادف آوردن اين دو اصطلاح در اينجا چه بوده است . فقرهء دومى كه ابن رشد در آثار ارسطو به بحث دربارهء تصوّر و تصديق پرداخته ، مربوط به كتاب در نفس ( 6 ،
III (
مىشود . در آنجا ارسطو گفته است : « انديشيدن