تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
رواقى سكستوس امپيريكوس ديده مىشود 102 . دو روشنى اين بحث ، بهتر است توضيحات گوناگون دربارهء منشأ « تصوّر » را كه در آغاز اين مقاله آورده بوديم ، مورد مطالعه قرار دهيم . شمولدرز
) schmolders (
كه در ميان دانشمندان جديد نخستين كسى بود كه به اين موضوع توجه پيدا كرد ، تنها به تمايز ارسطو ميان حكم و اثبات اشاره كرده است 103 . ولى اين دو اصطلاح تنها مىتواند منشأ تمايز ميان « تصديق اولى » و « تصديق مكتسب » باشد ، نه تمايز ميان « تصوّر » و « تصديق » . پرانتل
) prantl (
، در چاپ اوّل كتاب خود در كلمهء
uerificatio
و
formatio
موجود در ترجمهء لاتينى خلاصهء ارغنون را متناظرا با تعريف و اثبات يكى دانسته و نظر داده است كه اين دو اصطلاح از ادبيات عربى - يهودى وارد زبان لاتينى شده است 104 . شتين شنيدر
) steinschneider (
گفتهء او را اصلاح كرده و
references
را بر اين دو اصطلاح افزوده ، ولى در بارهء منشأ اين اصطلاحات چيزى نگفته است 105 . بير
) Beer (
به جهل خود نسبت به منشأ اين دو اصطلاح اعتراف كرده و چنان نظر داده است كه اين دو اصطلاح را مخصوصا در زبان عربى وضع كرده‌اند تا دو بخشى را كه منطق را به آن تقسيم مىكردند با آنها نشان دهند 106 . نلينو
( nallino )
تصريح كرده است كه اين دو اصطلاح در منطق ارسطو معادلى ندارند و آنها را اصطلاحات مشرقى خوانده است 107 . و چنان كه ديديم اين مطلب درست نيست . ابراهيم مدكور بر آن است كه اين تمايز بيان تازه‌اى است از تمايزى كه ارسطو در آغاز تحليلات ثانيه ميان معرفت حضورى و معرفت حصولى قائل بوده است 108 . و اين فقره ، چنان كه ديديم ، تنها منشأ تمايز ميان « اولى » و « فرعى » را هم در « تصور » و هم در « تصديق » ، به اعتقاد فارابى ، يا تنها در « تصديق » به اعتقاد ابن رشد نشان مىدهد و از خود تفاوت ميان « تصور » و « تصديق » چيزى نمىگويد . كراوز )
kraus )
دو اصطلاح رواقى
sunkatathesis
و
phantasia
را منشأ دو اصطلاح « تصوّر » و « تصديق » مىداند 109 . چنان كه ديديم معادل « تصوّر » در اصطلاحات رواقى
phantasia