ناقصند ( مانند كلمات ) و بعضى به خودىخود كاملند ( يعنى جملههاى خبرى ) ، و اين نوع دوم حكم
) axioma (
ناميده مىشود و همان است كه رواقيان دربارهء آن گفتهاند « حكم آن است كه ممكن است راست باشد يا دروغ » 97 . بر اين بيان سكستوس امپيريكوس بايد اين مطلب را اضافه كنيم كه در گزارش مجدّد ديوگنس [
Dioegnes
] از تعليمات رواقيان اصطلاح يونانى
phantasia logike )
به انگليسى
rationol imagination (
به جاى اصطلاح « معنى » در عبارت سكستوس امپيريكوس آمده است ، و اصطلاح يونانى
auto to pragma
به جاى « تصور شىء » . ولى چنان كه مىدانيم ، اصطلاح رواقى
phantasia logike
معادل با آن چيزى به كار رفته است كه ارسطو براى آن
noesis
به كار برده است 98 .
و نيز مىدانيم كه اصطلاح رواقى
axioma
معادل با چيزى به كار رفته است كه ارسطو آن را
apophantikos logos
مىناميده 99 و با
axioma
در اصطلاح ارسطويى ، كه آن را مقدّمهء غير قابل اثبات يك برهان مىدانسته ، تفاوت داشته است 100 .
بعضى بيانات هست كه همانند آنچه از سكستوس امپيريكوس به نام رواقيان نقل شد ، مىتواند منبع متوسطى باشد كه در تحت تأثير آن نظرهاى ارسطو در اين باره به صورتى درآمده است كه در فلسفهء اسلامى ديده مىشود . در اينجا چهار خصوصيت « تصوّر » را ، بدان صورت كه در متون عربى ديده مىشود ، مشاهده مىكنيم ، يعنى ( 1 ) شىء ، ( 2 ) معنى ، ( 3 ) كلمه ، و ( 4 ) نه صادق و نه كاذب . در اينجا ما كلمهء مفرد
axioma
را مىبينيم كه درست مىتواند الگويى براى كلمهء عربى « تصديق » بوده باشد . ديوگنس در ضمن نقل قول از خروسيپوس
( chrysippus )
مىگويد : « يك حكم
) axioma (
آن است كه در خود و به خود مىتواند انكار شود يا تصديق شود » ، و در پى اين جمله مىافزايد :
« كلمهء يونانى براى حكم يعنى
axioma
مشتق از مصدر
axioun
به معنى قابل ملاحظه دانستن براى پذيرفتن يا رد كردن است » 101 . كلمهء عربى حكم يعنى « تصديق » به معنى راست دانستن براى پذيرفتن يا رد كردن است . پيش از اين اشاره كرديم كه اصطلاح « الشيء نفسه » كه ابن رشد استعمال كرده ترجمهء صحيح
auto to pragma
است كه در نقل