تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
از آن متون به دست مىآيد . با آنكه در متون عربى گفته شده است كه « تصوّر » احتمال صدق و كذب نمىكند ، در صورتى كه
noesis )
انديشيدن ) اشياء بسيط را ارسطو مخصوص « چيزهايى دانسته است كه كذب در آنها نيست » ، بايد گفت كه اين عبارت را فيلسوفان عرب به معنى چيزى فهميده‌اند كه در آن نه صدق است نه كذب . و در واقع ابن رشد هم عبارت را به همين صورت تفسير كرده است 79 . همچنين بر اساس همين فقره مىتوانيم فرض كنيم كه كلمهء عربى « تصوّر » ترجمه‌اى از كلمهء يونانى
noesis
و معادل با
nous
است . و از همين جا استعمال عبارت
intellectus ) per modum intelligentiae ( cnofirmotionis
يا
) et conceptionis
توسط ابن رشد در شرح متوسط بر كتاب عبارت ناظر به همان مطلب مذكور در فوق است . در آن فقره ،
conceptio
يا
formatio )
تصوّر ) نمايندهء
noesis
است ، در صورتى كه
intellectus )
عقل ) نمايندهء
nous
است كه هر دوى آنها به جاى يكديگر در كتاب در نفس به كار رفته است . سومين فقره در آثار ارسطو كه ابن رشد تمايز ميان « تصوّر » و « تصديق » را به آن مربوط مىكند ، در تحليلات اولى ،
II , 2 - 1
است . در آن فقره ارسطو چنين آورده است : « هر تعليم
) didaskalia (
و هر رياضت عقلى
) mathesis (
از يك معرفت قبلى برمىخيزد » 80 . مقصود وى از دو اصطلاح « تعليم » و « رياضت عقلى » ، چنان كه خود توضيح داده ، اشاره به ( 1 ) علوم رياضى و فنون ديگر ، ( 2 ) استدلال منطقى ، و ( 3 ) اقناع خطابى بوده است 81 . سپس گفته است كه « معرفت قبلى » از دو نوع است : ( 1 ) « نسبت به بعضى چيزها بايد از پيش فرض كنيم كه هستند ، ولى ( 2 ) در مورد بعضى چيزهاى ديگر بايد چيزى را كه از آن سخن گفته مىشود فهم كنيم » 82 . به عنوان مثالى براى نوع اوّل از معرفت قبلى ، قضيه‌اى را مثال مىزند كه بيان‌كنندهء امتناع اجتماع نقيضين است 83 ، و براى معرفت قبلى از نوع دوم مثلث را مثال مىآورد 84 . در ضمن بحث به اين قضيهء هندسى كه مجموع زواياى مثلث برابر با دو قائمه است نيز اشاره مىكند و آن را كبراى از پيش شناخته‌شدهء يك قياس مىشمارد 85 ، ولى آشكار است كه اين قضيه ،