تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
مثلا صورت بستن مفهوم هويّت يك انسان در نزد ما حاصل مىشود 39 . اين بيان آشكارا به نوع « تصوّر مكتسب » مربوط است ، ولى در نجاة تمايزى ميان دو نوع « تصوّر » به نظر نمىرسد . در شهرستانى عبارت « تعريف [ حدّ ] يا چيزى شبيه آن » به صورت قطعى براى نماياندن « تصوّر مكتسب » به كار رفته است 40 . همين طور در اشارات كه « تصوّر ساده » با عبارت « علم ما نسبت به معنى لفظ مثلث » 41 نمايانده شده ، منظور « تصوّر مكتسب » است ، چه لفظ « مثلث »
) triangle
سه گوشه » مستلزم تصور مفاهيم قبلى همچون « سه » و مفهوم « زاويه » است . در فصل ، « تصوّر » با عبارات « [ 1 ] خود شىء ( الشيء نفسه ) و [ 2 ] تصوير آن ( مثاله ) » 42 مجسم شده است . در اينجا ، به نظر من ، عبارت « خود شىء » را بايد به معنى « مفهوم شىء » و معادل چيزى بدانيم كه در مقاصد با لفظ « شىء » بيان شده است و ، چنان كه گفتيم ، به معنى چيزى است كه به نام متعالى شناخته شده و بنا بر اين بايد آن را به همان معنى بدانيم كه ابن رشد براى مجسم ساختن نوع اوّل « تصور » به كار برده است . به همين ترتيب ، عبارت « مثال شىء » را بايد اشاره به شىء محسوس شبيه به اصطلاح « جسم » در عيون و مقاصد و ، بنا بر اين ، به همان معنى بدانيم كه توسط ابن رشد براى نماياندن نوع « تصوّر مكتسب » به كار رفته است . اگر تفسير ما از عبارت ابن رشد درست باشد ، آن وقت تعبيرهاى « خود شىء » و « مثال شىء » نمايشگر بازمانده‌اى از اصطلاحات فلسفهء افلاطونى در فلسفه‌اى غير افلاطونى مىشود . عبارت « الشيء نفسه » درست معادل عبارتهاى افلاطونى
auto to Kalon
43 و
pur auto
44 است كه در فلسفهء افلاطون معانى « مثال خير » و « مثال آتش » دارد ، و « مثال » ترجمهء درستى از لفظ يونانى
eikon
است كه افلاطون آن را براى بيان اشياء ادراك شده به كار برده است 45 . از اين گذشته ، اصطلاح ابن رشدى « الشيء نفسه » درست ترجمهء حرفى يونانى
auto to pragma
است كه در قطعه‌اى از نوشته‌هاى بازماندهء از سكستوس امپيريكوس 46 موجود است و به معنى مفهوم يك شىء است . پس از اين