تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
مكتسب ، ( 3 ) تصديق اوّلى ، و ( 4 ) تصديق مكتسب . هر يك از اين چهار نوع علم در متنهاى مختلف عربى با مثالهايى نمايانده شده است كه بعضى از آنها را در اينجا مورد مطالعه قرار مىدهيم . براى « تصوّر اولى » در عيون به الفاظ « وجوب » و « وجود » و « امكان » 29 مثال زده شده و اينها همچون « مفاهيم به خود آشكار مركوز در ذهن » 30 توصيف شده‌اند . مثالى كه در مقاصد آمده « وجود » و « شىء » 31 است . الفاظ « وجود » ( به يونانى
to on
، به لاتينى
( ens
و « وحدت » را ارسطو كلّىترين الفاظ و حتى آنها را برتر از مقولات شمرده است 23 . به همين ترتيب ، لفظ « شىء »
) ser (
مندرج در چيزى است كه در فلسفهء ما بعد ارسطويى نام
six transcendentales
( متعاليات ششگانه ) پيدا كرده و ، همانند الفاظ « موجود » و « وحدت » ارسطويى به عنوان كلىترين الفاظ توصيف شده است 33 . در نتيجه در متنهاى عربى ، « تصوّر » اشاره به آن مفاهيم است كه ، مانند « وجود » و « واحد » ارسطويى ، و مانند متعاليات ششگانه در فلسفهء ما بعد ارسطويى ، از كلىترين مفاهيم است و به همين جهت بدون كومك چيزى مقدّم بر آنها تصوّر مىشوند . مثال « تصور مكتسب » در عيون لفظ « جسم » است كه مستلزم تصوّر قبلى « طول و عرض و عمق » 24 است ، و الفاظ خورشيد و ماه و نفس و عقل كه در همان كتاب پيش از آن به عنوان مثال براى « تصوّر » به صورت كلى آمده نيز از همين قبيل است 35 . در مقاصد نيز مثالى كه آمده « جسم » است و درخت و جنّ و روح 36 ، چه در همهء اينها « تصوّر چيزهايى كه ذات آنها را آشكار كند » ضرورت دارد 37 . مثال شفاء « انسان » است . توصيف و نماياندن اين دو نوع « تصوّر » در كتابهاى ديگر به اين اندازه روشن نيست ولى ما مىكوشيم كه آنها را در پرتو گفته‌هايى كه در آن كتابها آمده توضيح دهيم . در نجاة گفته شده است كه « تصوّر » با يك تعريف [ حدّ ] يا چيزى شبيه آن ،