المقال و تقرير ما بين الشريعة و الحكمة من الاتصال 8 و ( 8 ) خلاصهء ارغنون 9 . از اين ميان عيون و مقاصد در اين موضوع بحث مستوفى دارند ، و در ساير كتابها بحث در اين باره به صورت جزئى يا به اختصار برگذار شده است .
در كتابهاى مختلف عربى براى بيان آنچه به تصوّر و تصديق تقسيم شده ، دو اصطلاح به كار رفته است كه يكى « معرفت » است و ديگرى « علم » 10 ، ولى گاه تنها كلمهء « تعاليم » 11 يا « علم » 12 يا « علوم » 13 استعمال شده است .
در تعاريف گوناگون « تصوّر » و « تصديق » در متنهاى عربى ، به اصطلاحاتى برمىخوريم كه براى بيان تفاوت ميان آن دو به كار رفته است . « تصور » را در مقابل « تصديق » شناخت نخستين ( المعرفة الاولى 14 ) ناميدهاند . و گفتهاند كه اين مستلزم آن است كه ( 1 ) يك چيز ( الشيء 15 ، به لاتينى
res
16 ) يا يك چيز ساده ( امر ساذج 17 باشد و اين چيز ساده ( 2 ) با يك لفظ ( اسم 18 ،
nomen
19 ) يا يك لفظ خاص
) dictio separata
20 ) نموده شود و رهنمون ذهن به ( 3 ) معنى 21
) intentio
22 ) يا ذات
) substantia
23 ) آن چيز باشد ، ولى اين معنى ( 4 ) با صدق و كذبى همراه نباشد 24 . و بر خلاف اين ، « تصديق » را « اثبات يا نفى چيزى براى چيز ديگر 25 » گفتهاند .
علاوه بر تمايز اصلى ميان « تصوّر » و « تصديق » ، هر يك از اين دو را به ابتدايى ( اوّلى ) و تحصيلى ( مكتسب ) 26 تقسيم كردهاند . « تصوّر اوّلى » آن است كه « با تصوّرى مقدّم بر آن ارتباط ندارد » 27 ، در صورتى كه « تصوّر مكتسب » آن است كه « با تصوّرى مقدّم بر آن تمام شود » 28 ؛ و به همين ترتيب ، « تصديق اوّلى » آن است كه « تصديقى بر آن مقدّم نباشد كه متكى بر آن شود » 29 ، در صورتى كه « تصديق مكتسب » آن است كه « فهم آن بدون فهم چيزى ديگر ممكن نباشد » 30 . تمايز ميان « تصوّر » و « تصديق » اوّلى و « تصوّر » و « تصديق » مكتسب ، همان تمايز « ميان چيزى است كه به صورت ابتدايى و بدون پژوهش و كاوش فهم مىشود با آنچه تنها از راه پژوهش به دست مىآيد » 31 .
بدين قرار چهار تقسيمى كه حاصل مىشود عبارت است از : ( 1 ) تصوّر اوّلى ، ( 2 ) تصوّر