صفات ذاتى و عرضى را به يك وجود حقيقى موجود دانسته است و اين اعتقاد را بر اصل تشكيك وجود پايه گذاشته است ، و خلاصه اصل تشكيك اين است كه وجود فردى و شخصى هر چيزى مشتمل بر مراتب گوناگونى است و همهء اين مراتب مندرج در يك وجود بسيط و بدون جزء هستند . صدر الدين براى توضيح اين اصل مىگويد كه هر كدام از طبيعتهاى كلى هنگامى كه تحقّق عينى مىيابند با صفات وجودى خارجى كه مقولات عرضى هستند ، از قبيل چگونگيها و چنديها ، كى و كجاها ، و نسبتهاى درونى و برونى ديگرى كه با هم يافت شدهاند همهء اين امور از ماهيت موضوع بيرونند ، اما همگى نحوههاى وجودى براى خود موضوع هستند ، و همگى با هم يك عينيت وجودى را تشكيل مىدهند ، اما اين عقيده بر خلاف نظر جمهور فلاسفه است ، زيرا ايشان گمان مىبرند كه موضوع ، يعنى خود ماهيت داراى وجود معينى است ، و وجود احوال شخصى آن موضوع غير از وجود خود موضوع است ، و عرضها وجودهاى جداگانهاى وابسته به يك وجود اصلى هستند . و اين اشتباه از آنجا روى داده است كه اختلاف و گوناگونيهاى وجود خود موضوع را نشناختهاند ، مثلا يكى از موضوعهاى خارجى انسان است كه اندازهها و حالتها و چيزهاى ديگرى بسيار دارد ، اما چنان نيست كه اين حالات ظاهرى با موجوديت جوهرى و مادى او دو چيز باشند . و آن كسانى كه وجود ماده و صورت موضوع را از يكديگر جدا مىدانند و يا آنكه وجود خود موضوع را از وجود احوال جدا مىشمارند براى اثبات مدّعى دليلها آوردهاند كه يكايك آنها را صدر الدين باطل كرده است ، و دليلها از اين قرارند « 1 » :
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 433
مساهمون: مهدى محقق
ص٤٣٣
صدر الدين مىگويد : از جمله چيزهائى كه موجب اشتباه نظر فلاسفه گرديده است
هامش
( 1 ) - اسفار ، جلد چهارم ، سفر نفس ، ص 849 ، سطر 6