و حكايت از تعدّد جنبههاى وجودى در خارج مىكنند و علاوه بر آنكه از جهت لا به شرطى اجزاء ماهيت انسانند از جهت به شرط لائى اجزاء موجوديت انسان در ذهن مىگردند و از كثرت جنبههاى وجودى انسان در خارج حكايت مىكنند و اعتبارى مقدم بر وجود انسانند . اما همين جنبههاى متمايز چنان نيست كه عينيتهاى مغاير با يكديگر داشته باشند ، بلكه مرتبههاى متعدّدى از يك وجود عينى مىباشند . و دليل بر آنكه همهء اين اجزاء يك موضوع عينى تشكيل مىدهند اينست كه صفات متقابل مانند علم و جهل و سفيد و سياه و امور متقابل ديگر ممكن نيست در حال واحد در يكى از افراد جمع گردد ، زيرا تعدّد حيثيات تعليليه موجب كثرت حقيقى موضوع نمىشود ، هر چند كه آثار گوناگون از آن موضوع آشكار گردد . و اقسام سهگانهاى را كه تا اينجا ذكر شد حمل على مىنامند « 1 » .
4 - كثرت حيثيات حقيقى در يك موضوع
قسم چهارم از موارد تشكيل قضيه اينست كه جنبههاى وجودى گوناگونى در يك موضوع گرد آيند و كثرت عينى تشكيل دهند ، مانند حركت و رنگ كه در يك موضوع فراهم مىشوند و هر كدام از آنها علت وجودى جداگانهاى غير از ديگرى مىخواهند ، زيرا جنبههاى وجودى جداگانه هستند كه غير از يكديگرند و در مورد اين گونه قضايا فى و ذو مىگويند « 2 » .