و به گونهء « به شرط لا » لحاظ شود ، در اين صورت تصورات سهگانه و تصور حكم هيچ يك قابل حمل بر تصديق نيستند ، زيرا ماده و صورت اجزاء وجودى هستند و بر كل ، حمل نمىشوند « 1 » اما اين ماده و صورت چنان نيست كه در حين تركيب ، متعدد و غير از يكديگر باشند ، بلكه همگى در يك صورت فعلى كه عبارت از فرد مشخص از ادراك وقوع يا عدم وقوع نسبت است مستهلك مىباشند و به نام تصديق خوانده مىشوند . و شايد فخر رازى هم به حالت قبل از تركيب شدن تصورات نظر داشته كه تصديق را مشتمل بر اجزاء دانسته است « 2 » . اين توضيح مبتنى بر قانون كلى اتحاد ماده و صورت است كه ملا صدرا بدان معتقد بود و قسمتى كه راجع به اتحاد ماده و صورت ذهنى است در اينجا به طور مختصر ذكر مىشود و جنبهء عينى آن در ضمن توضيح قسمت سوم خواهد آمد . ابن سينا مىگويد : همچنانكه جسم در خارج بعينه همان نوع انسان است نه آنكه جسميت وجود جداگانهاى داشته و بعد از آن جزء انسان گرديده باشد ، در ذهن نيز هر دو يك وجود دارند و تعدد آنها به نوعى از اعتبار و تحليل عقلى است « 3 » . صدر الدين از اين عبارت چنين نتيجه گرفت كه در نظر ابن سينا نيز وجود ماده بعينه همان وجود صورت است ، زيرا وجود ماده مندرج در صورت است ، و بعد از آن صدر الدين از خود سؤالى كرده است كه اگر وجود همهء ماهيات در ذهن بسيط است پس چه تفاوتى ما بين جواهر مركّب و انواع بسيط خواهد ماند ؟ و به خود پاسخ گفته است كه فرق ما بين آنها اين است كه جزء عام يعنى جنس را در بسايط نمىتوان جدا پيدا كرد ، امّا در مركبات بدون فصلهاى مخصوص بعدى پيدا مىشوند . مثلا رنگ بطور مفرد كه هيچ نوع معيّنى از رنگ نباشد پيدا نمىشود ، اما حيوان را بدون ناطق
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 428
مساهمون: مهدى محقق
ص٤٢٨
هامش
( 1 ) - رسالهء تصور و تصديق ص 20 و 26 بعلاوهء مطالب گذشته .
( 2 ) - رسالهء تصور و تصديق ص 26 و 27
( 3 ) - شفا ص 496