تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧

موضوع و محمول و نسبت را بدون ملاحظهء اينكه با حكم توأم باشند يا بدون آن در نظر آوريم همان مفهوم لا به شرطى جنس است كه قابل تحصل و اتحاد با فصل يا عدم اتحاد با آن است ، و فصل محصل جنس در نوع تصديق همان حكم است و تصور از جهت لا به شرطى ممكن است از نوع تصديق گردد يا به نوع تصور مفرد تعيين حاصل كند ، بنا بر اين هنگامى كه مفهوم تصور مطلق كه جنس است ملحق به حكم گردد مفهوم بسيط تصديق را تشكيل مىدهد ، و تصور كه جنس است با حكم مفهوم و نوعى تصديق هر سه يك چيزند . تصور همان جنس تعيّن يافته به حكم است . مفهوم و نوعى تصديق نيز همان تصور تعيّن يافته است ، و تصور به عنوان لا به شرطى جنس و مشترك ما بين تصديق و تصور مفرد است و به اين دو نوع تقسيم مىشود . بنا بر اين تصور دو گونه است : تصديق و تصور مفرد ، اما اگر مفهوم تصور را مقيد به حكم ملاحظه كنيم فقط منحصر به يك نوع است و آن نوع تصديق است و عينا همان ماهيت نوعى تصديق و مفهوم بسيط است . صورت سوم اينست كه معنى تصور را جدا از حكم به نظر آوريم ، در اين حالت تصور مفرد و ماده تصديق و جزء آن است و قسمى از علم است كه مقابل با تصديق شماره شده است . و كسانى كه تصورات سه‌گانه را از اجزاء تصديق قرار داده و مفهوم تصديق را مركب شمرده‌اند همين تصور مفرد را كه حالت « به شرط لا » و مادهء حكم است با صورت لا به شرطى اشتباه كرده و تفاوت نگذاشته‌اند . بنا بر اين همچنانكه مفهوم حيوان از جهت لا به شرطى جنس و ناطق فصل انسان است و حال آنكه مفهوم انسان بدون جزء و بسيط است ، تصديق نيز مفهوم بسيطى است كه ذهن هنگام تعريف حدى اجزائى برايش توهم نموده و تصديق را به موضوع و محمول و نسبت حكميه تحليل مىكند « 1 » .

قسمت دوم بساطت تصديق از جهت وجودش در ذهن

گفته شد كه مفهوم تصور مانند ساير مفاهيم جنسى ممكن است بطور مفرد و مستقل
هامش
( 1 ) - رسالهء تصور و تصديق ص 7 و 11 و 18 و 19 و 20 و 22 و 26 و 30