صدر الدين بعد از ذكر اين مطالب موارد اختلاف نظر خودش را با فلاسفهء ديگر و مخصوصا ابن سينا در اينجا بيان كرده است « 1 » و باز او ثابت كرده است كه ديدن و شنيدن و ساير ادراكات حسى حيوانات ديگر نيست . زيرا همهء آنها جنبهء عقلانى داشته و آميخته به تصرفات ذهنى و كمك گرفتن از مفاهيم قبلى و ذخاير كلى ذهنى است « 2 » .
سير ادراكات انسانى در مراتب تصور و تصديق
مطالبى كه تا كنون به عنوان مقدّمه آورده شد مربوط به نفس مفاهيم در زندگانى انسان بود ، و اكنون تحولاتى كه در مفاهيم ابتدائى پديد آمده و صور گوناگون تصور و تصديق از آن حاصل مىشود به اجمال برگزار مىگردد ، و آنگاه به بساطت تصديق كه اصل مقصود است پرداخته مىشود .
گفته شد كه مفاهيم كلى عنوانهاى ذهنى و وسيله براى معرفت اشياء خارج از ذهن است و اكنون بايد به ياد آورد كه عنوانهاى ذهنى يا مفاهيم بر دو گونهاند : يكى چيزى را به عنوان بسيط مخصوص به خود ياد كردن و ديگرى دانستن آنكه عنوانهاى ديگرى هم با عنوان اصلى جمع مىشوند و بر يكديگر صدق مىكنند . اولى مانند شناختن كاغذ و دومى مانند شناختن كاغذ به عنوان آنكه سفيد است . اولى در اصطلاح منطق ، تصور و دومى ، تصديق نام دارد . اما مرحلهء متوسطى ما بين آن دو نيز هست كه قضيه ناميده مىشود ، و تفاوت ما بين قضيه و تصديق به اين است كه قضيه برقرار كردن رابطهء حكمى ما بين دو مفهوم است بدون آنكه درستى و نادرستى آن حكم از جهت عينى بررسى و مورد قبول يا ردّ ذهن واقع شده باشد . در اين صورت نسبت به ملاحظات خارجى صدق و كذب هر دو محتمل است . اما تصديق در مرحلهء بعد از آنست و هنگامى حاصل مىشود كه وقوع خارجى آن به واسطهء بررسى قضيه مورد قبول يا ردّ ذهن واقع شده و وقوع عينى آن باور گرديده باشد .
به همين ملاحظه ابن سينا گفته است كه قضيّهء حاصل شدن دو طرف
هامش
( 1 ) - اسفار ، چاپ سنگى قديم ، تهران ، سفر نفس ص 846
( 2 ) - همان كتاب ص 841