به ديگران مىفهمانند . اما از آنجا كه حيوانات تركيبات و اشتقاقات و تصرفات لغوى را ندارند دقايق احتياجات خودشان را نمىتوانند بفهمانند ، زيرا اصواتشان بر حوائج طبيعى آنها فقط دلالت اجمالى دارد « 1 » . و اين قضيه مسلم است كه تنظيم اصوات به صورت حروف صامته و مصوته و مقصوره و معدوده ، و تركيب ما بين زير و بم حركات صوتى و ساختن كلمات و جملات گوناگون همگى جنبهء عقلانى داشته و مختص به نوع انسان است . به همين ملاحظه صدر الدين در دنبالهء مطالب قبل مىگويد : صنايع عجيبى كه حيوانات دارند نتيجهء تدبير فردى و قياس و استنباط عقلانى نيست ، بلكه همان غريزيات فطرى و الهام نوعى است كه آنها را به كارهاى ظريف گوناگون رهبرى مىكند ، و به همين سبب است كه كارهاى همهء افراد از هر نوعى از انواع حيوانات يكنواخت و مشابه با يكديگر است . شگفتى و حيرتزدگى كه از ديدن وقايع كمياب حاصل مىشود از خصايص انسان است ، و مشاركت در زندگانى اجتماعى است كه مفاهيم خوب و بد و زشت و زيباى اخلاقى را در انسان به وجود مىآورد ، و اين نيز اختصاص به نوع انسان دارد ؛ اما حيوانات تربيت شده كه كارهائى بر خلاف انتظار و غير از كارهاى معمول نوع خود مىكنند بواسطهء يك نوع حالت نفسانى شبيه به عادت است و صادر از تفكرات عقلانى نيست ، و شير كه مربّى خودش را نمىدرد ، و چيزهاى ديگرى مانند آن ، همگى از اين گونهاند ، شرم داشتن از اينكه ديگران به نقايص اخلاقى يا جسمانى شخص پى برند نيز نتيجهء تفكرات عقلانى است و اختصاص به انسان دارد ، و بيم و اميد داشتن از آينده حاصل از انديشههاى عقلانى است . انديشيدن براى به ياد آوردن فراموششدهها از نتايج مفاهيم عقلانى است . و دارا بودن معانى كلى و به كار بردن استنتاج قياسى از اخص خواص انسان است .
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 414
مساهمون: مهدى محقق
ص٤١٤
هامش
( 1 ) - اسفار ، چاپ سنگى قديم ، تهران ، فصل خصايص انسانى از سفر نفس ، ص 844 و 845