در ذهن اندوخته باشد ، تا اكنون موجود فعلى را با آن علائم و نشانههاى ذهن سنجش كند و بداند كه اين موجود زنده است يا زنده نيست ، بنا بر اين براى شناختن هر چيزى بايد از محفوظات قبلى و احساس فعلى هر دو كمك گرفت ، و معنى معرفت يا شناختن اشياء همين است كه صفاتى را كه قبلا در اجسام ديگر يافتهاند با چيزى كه اكنون ملاحظه مىشود مقايسه كنند و از اين راه آنچه را فعلا ديدهاند بشناسند . فارابى در اين مورد از ارسطو حكايت مىكند كه او گفته بود : انسان اشياء را با آنچه در درون خود دارد مقايسه مىكند ، مثلا مفهوم برابر بودن و برابر نبودن را انسان قبلا از مقايسهء ما بين اشياء در ذهن حاصل كرده است ، و بعد از آن هنگامى كه دو قطعه چوب را مىبيند مفهومى را كه از پيش براى مساوات و غير مساوات در ذهن اندوخته بود با مشاهدات كنونى مقايسه كرده و حكم مىكند كه اين دو قطعه چوب مساوى يا غير مساوى هستند . فارابى اختلاف ما بين افلاطون و ارسطو را در باب ذاتى بودن يا اكتسابى بودن علم از همين راه بر طرف كرده است كه معنى ذاتى بودن علم اينست كه مفاهيم حاصل از مشاهدات قبلى سرمايهء درونى ذهن گرديده است ، و براى شناختن مشاهدات فعلى بايد مفاهيم قبلى را به ياد آورد ، و افلاطون و ارسطو هر دو بر اين امر متفق هستند . بنا بر اين نظر هر دو فيلسوف در باب ذاتى يا اكتسابى بودن علم يكى است ، و هر دو در اين عقيده هماهنگى دارند « 1 » . »
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 410
مساهمون: مهدى محقق
ص٤١٠
مفاهيم منطقى چنان كه دانسته شد سرمايه براى شناختن موجود است ، و جلب منافع و گريز از مضارّ غير محسوس حياتى نيز بجز از طريق داشتن مفاهيم منطقى ميسّر نيست ، و نكتهاى كه بر آن افزوده مىشود اينست كه مفاهيم منطقى فقط از طريق همنشينى با مردم حاصل مىشود ، زيرا انسان هر گاه تنها زيسته باشد هر قدر با اشياء متنوع برخورد نمايد
هامش
( 1 ) - ترجمهء الجمع بين الرأيين ، توسط اين جانب در مجلهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى مشهد ، شمارهء مسلسل 19 ص 525 و 527 .