آسان باشد .
دوم : حمزة بن حبيب زيات است كه از امام جعفر صادق عليه السلام و اصحاب او قرآن را فرا گرفت ، او هم از اهل كوفه بود و خود و استادش حمران اعين نحوى بودند ، و آنچه با قواعد نحو مطابق بود و بر زبان عرب جارىتر ، و البته از استاد هم شنيده بودند در قرائت به كار بردند ، و قرائت آنها علمى است و آنكه خود بهره وافى از علم نحو دارد بايد بياموزد و آموختن آن برعامه دشوار است .
سوم : على بن حمزه كسائى از مردم كوفه او هم نحوى است ، و قرآن از حمزه فرا گرفت و قواعد نحو در آن به كار برد البته آنچه شنيده بود ، و قرائت اين دو تن اهميتى براى قرآن ثابت كرده است يعنى همه كس قدرت آن ندارد كه همه قواعد عربيّت را به كار برد در قرآن مگر پس از رنجِ آموختن ، ابوالحارث و دورى راويان كسائيند گويند : قبر او در اطراف شهر رى است ، و براى من به تحقيق محل آن تعيين نشده است . اين سه تن قارى كوفى بودند .
چهارمين : نافع مدنى است ، از شاگردان او قالون و وَرْش معروفند .
پنجمين : ابن كثير مكى است و از روات او بزى و قنبل است .
ششمين : ابو عمر بن علاء بصرى است ، در ادغام كبير مذهب خاص دارد ، هفتمين : ابن عامر شامى ، دو قرائت او را : يكى ابن ذكوان و قرائت ديگر را هشام روايت كردهاند ، و قرائتهاى ديگر را شاذ مىگويند و خواندن آن را جائز نمىشمارند .
گاهى عوام مىپرسند كه در كتب تفسير قرائت نبى صلي الله عليه و سلم و على يا جعفربن محمد عليه السلام و غير ايشان نقل شده و برحسب قاعده بايد تا قرائت آنها هست به قرائت ديگران اعتنا نكنند ، گوئيم : در صورتى است كه يقين داشته باشيم آنچه از امام و پيغمبر نقل كردهاند صحيح است ، اما يقين نداريم بلكه كسى قرائت آنها را نقل كرده و صحت آن مشكوك است .
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: قادر فاضلى
ص٨٠