تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
و مردم صد و بيست هزار صف‌اند : هشتاد هزار صف امت محمّداند صلي الله عليه و سلم و چهل هزار صف از امّتهاى ديگر ، و قرآن بر صف مسلمانان مىگذرد و در صورت مردى ، پس بر آنها سلام مىدهد و آنها نگاه مىكنند و مىگويند : « لااله الّا اللّه الحكيم الكريم » اين مرد را ما به صفت مىشناسيم . از مسلمانان است ، البته در تلاوت قرآن از ما كوشش بيشتر داشت از اينجاست كه به او اين روشنى و جلوه دادند كه ما را ندادند ، آنگاه بر صف شهدا مىگذرد شهدا گويند : « لا الهَ الّا اللّه الرّب الرّحيم » او را به صفت و سيماى شهيدى مىشناسيم ، لابد او از شهداى دريا است كه در جنگ با كفار دريايى به شهادت رسيده و از اينجاست كه اين فضل و جلوه را به او دادند و به ما ندادند ، و هكذا تا به صف پيغمبران و فرستادگان خدا مىگذرد . . . آنگاه صف ملائكه را ذكر مىفرمايد ، تا در آخر مردم در مىيابند كه از اين اقوام هيچ يك نيست ، آنگاه قرآن سر بر مىدارد سوى خداى تعالى و عرضه مىدارد : اى پروردگارا ؛ بعض مردم حرمت مرا نگه داشتند و از مراقبت من هيچ فرونگذاشتند ، اما بعضى مرا رها كردند و حق مرا سبك شمردند و مرا دروغ پنداشتند . . . اين روايت را براى كاملين اهل علم و معرفت نقل كرديم كه بِتَمَثُّل اعمال و تطبيق عوالم و مجرد و مادّى بودن يك ماهيّت معتقد باشند و اصول آن را دريافته ، و البته اهل ظاهر و عامه مردم امثال اين روايت را تعقل نمىكنند و بايد تسليم بزرگان و مشايخ اهل معرفت گردند . در روايت كافى است كه هركس به يك حرف از كتاب خداى گوش دهد اگرچه قرائت نكند براى او حسنه نويسند و سيّئه محو كنند ، و ده درجه بلند گردانند ، نمىگويم به هر آيه و لكن به هر يك از حروف . و نيز در روايات كافى است كه درجات بهشت به اندازه آيات قرآن است ، به قارى گويند در قيامت : بخوان و بالا رو « اقرَء وَارْقَه » پس قرائت مىكند آنگاه