تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
الفاظ قرآن باشند احتمال تغيير و تحريف و زياده و نقصان در آن نمىرود . كتابى كه چند صد ميليون نفر مىخوانند هر همزه و تشديد و فتحه و كسره و حرف آن مضبوط و محفوظ مىماند چنانچه اگر در عبارتى غلطى افتد و تحريفى راه يابد با اين همه مسلمانانِ مراقب ، البته معلوم مىشود . اگر همه توجه به معنى و ترجمه بود چنين نبود . از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل است كه در تفسير رَتِّلِ الْقُرآنَ تَرتيلًا فرمود ، ترتيل ، ادا كردن حروف است و حفظ وقوف . اداى حروف همان است كه ما از مخارج آن ادا مىكنيم تا صداى هر حرفى چنان كه بايد شنيده شود ، و حفظ وقوف آن است كه هر مطلب به آخر رسد بر آن وقف كنند و مطلب نو را از آغاز شروع كنند ، شمرده خواندن هر عبارت و كتابى به همين معنى است كه اين دو شرط در آن مراعات شود .

فضيلت قرائت قرآن و علم آن

قرآن فرمان و دستورى است كه خداى تعالى براى بندگان خود فرستاده ، پس چيزى كه دانستن آن بهتر از آن و مهم‌تر از آن باشد نيست ، و اگر كسى بايد چيزى بداند اول بايد كلام خدا و مقصود او را كه از ما خواسته است بداند آنگاه به علوم ديگر و سخنان ديگر آن پردازد . و به راستى كه ترك ادب و همه مكارم اخلاق است كه مولاى انسان با او سخن گويد و او گوش به سخنان ديگران فرا دهد . در روايت كافى آمده است كه درجه اهل قرآن بالاترين درجات ديگر مردم است غير پيغمبران و فرستادگان خدا ، پس آنها را ضعيف مشماريد كه نزد خداوندِ غالب مختار ، مقامى بلند دارند . در كافى است كه امام محمدباقر عليه السلام به سعد خفاف فرمود : اى سعد قرآن را بياموزيد كه روز قيامت در بهترين صورت مىآيد ، آفريدگان سوى آن مىنگرند ،
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 77 | قادر فاضلى