تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
استاد شنيد . 5 - ض : از ميان زبان و دندانهاى بالا ادا مىشود با اطباقى كه در صاد گفته شد ، بعضى مىتوانند ضاد را از همه دندانها ادا كنند اما غالباً از كناره زبان و دندانهاى آسيا بهتر مىتوانند ، و چون عمده تعليم اين حرف به شنيدن است ، به تفضيل بيش از اين لازم نيست . 6 - ط : مانند ت فارسى است ، سر زبان را به بيخ ثناياى بالا مىگذارد اما به اطباق چنان كه در صاد و ضاد گفته شد ، و آن را نيز بايد از قارى استاد شفاهاً شنيد . 7 - ظ : مخرج آن همان مخرج ذ است و مانند ذال ادا مىشود اما به اطباق ، از اين جهت چهار حرف ص و ض و ط و ظ را حروف مطبقه گويند كه زبان را مانند ناودان اندكى گود بايد قرار داد و در آن باد انداخت ، و حرف بدين سبب قوى و شديدتر از نظائر آن كه اطباق ندارد شنيده مىشود . 8 - ع : مانند همزه است و غليظتر از آن ادا مىشود و نظير آن ه و ح است ، و همه را بايد از استاد شنيد تا نيكو ياد گرفت . 9 - غ : گويند : در فارسى قديم غ بود اما ق نبود اما امروز فارسى زبانان ق را استعمال مىكنند و غ را استعمال نمىكنند ، مثلًا باغ را باق مىگويند ، و چراغ را چراق ، و دوغ را دوق ، پس بايد غين را به آنها ياد داد كه آن را در قرائت به قاف تبديل نكنند ، مثلًا غيرالمغضوب را قيرالمغضوب نگويند ، و غاشيه را قاشيه نخوانند . 10 - و : در زبان عربى از ميان دو لب ادا مىشود و در فارسى از ميان ثناياى بالا و لب پايين ، و بايد استاد قرائت و شاگرد بدين نكته توجه كنند . اين ده مطلب كه درباره حروف گفتيم هم لازم است و هم كافى ، هرگاه استاد و شاگرد در عمل آن را تمرين كنند تا شاگرد ياد گيرد و ملكه‌اش شود ، تمرين