او براى تضعيف بيشتر ، پس از ارجاع به خصائص نسائى افزوده است كه محقق اين كتاب ، اسناد اين روايت را تضعيف كرده است . روشن است نويسنده كتاب ، ايراد متنى و دلايل منطقى براى تضعيف يا ساختگى بودن آن نيافته و ناچار به چنين رويه ناشيانه و استدلال سستى روى آورده است .
- عمرو بن شمر جعفى ( م . 157 ه . ق ) و عمرو بن حناد بن طلحه قناد ( م . 222 ه . ق ) نيز اگرچه تضعيف شدهاند ، دهها روايت غيرشيعى و غيرتاريخى دارند كه علماى سنى درباره آنها مناقشه نكرده و تلقى به قبول شدهاند . « 1 »
عبدالرحمان بن صالح أزدى عتكى ( م . 235 ه . ق ) و اسماعيل بن موسى فزارى ( م . 245 ه . ق ) نيز سرنوشتى مشابه آنان دارند . ولى هر دوى آنان راوى خبر مشهور « كلاب حوأب » « 2 » اند . نورولى با تضعيف اين دو راوى كوشيده است ، اين حديث را جعلى بنماياند ، ولى نمىداند اين دو
هامش
( 1 ) . براى آگاهى از برخى اخبار عمروبنشمر ر . ك : الآحاد والمثانى ، ج 4 ، ص 433 ؛ كتاب العرش ، ابنابىشيبه ، ص 88 ؛ السنن ، دارقطنى ، ج 1 ، صص 245 ، 302 ، 308 و . . . ؛ المحدث الفاصل ، رامهرمزى ، ص 573 ؛ ادب الاملاء والاستملاء ، سمعانى ، صص 19 و 67 ؛ المعجم الاوسط ، طبرانى ، ج 6 ، ص 7 ؛ المعجم الكبير ، ج 1 ، ص 226 و ج 4 ، ص 132 . براى أحاديث عمرو قناد نيز ر . ك : الصحيح ، مسلم ، ج 7 ، ص 80 ؛ السنن ، ابوداود ، ج 2 ، ص 337 ؛ المستدرك ، ج 2 ، ص 593 و ج 4 ، ص 396 ؛ السنن الكبرى ، نسائى ، ج 4 ، صص 314 و 317 ؛ السنن الكبرى ، بيهقى ، ج 5 ، ص 184 و ج 6 ، ص 298 ؛ المصنف ، ج 2 ، ص 490 .
( 2 ) . حوأب ، منزلى بين مكه و بصره است و رسول خدا ( ص ) همسرانش را پرهيز داده بود ؛ آن كسى نباشند كه سگان حوأب به وى پارس خواهند كرد . زمانى كه عايشه در جريان جنگ جمل عازم بصره بود ، با شنيدن صداى سگها ، سخن پيامبر ( ص ) را به خاطر آورده و تصميم به بازگشت گرفت ؛ اما دهها تن شهادت دادند آنجا حوأب نيست ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 475 ؛ الانساب ، ج 2 ، ص 286 .