نورولى برخى روايات او را كه در قدح خلفا و فضايل اهلبيت ( عليهم السلام ) بوده ، بيان كرده و اخبار در تمجيد آنان را ناديده انگاشته است . اگر به ادعاى نورولى ، سالم بن ابىحفصه مخالف ابوبكر و عمر بوده ، چگونه آن دو را در اعلى عليين قرار داده « 1 » و از قول امام باقر و امام صادق ( عليهما السلام ) به دوستى آنان امر كرده است . « 2 » آيا صحيح نيست كه بگوييم امثال سالم بن ابىحفصه ، مجموعهاى از روايات درباره خلفا و خاندان پيامبر ( ص ) دارند ، اما برخى پيروان خلفا ، چون احاديث فضايل اهلبيت ( عليهم السلام ) را نمىپسندند ، با حربه تضعيف راويان ، در صحت آنها خدشه وارد مىكنند .
- راوى غالى ديگر ، حارث بن حصيره ازدى ( م . بين 141 - 150 ه . ق ) است . از دلايل تشيع و تضعيف او ، عقيده به رجعت و احاديث فضايل است . همانگونه كه ابنعدى ابراز داشته ، بيشترين روايات محدثان كوفه از وى ، احاديث فضايل است ، ولى عبدالواحد بن زياد و بصريون از او اخبار متفرقه نقل مىكنند . « 3 » او نيز هم تضعيف شده و هم توثيق ، ولى هميشه تضعيف ، احاديث فضايل را در برگرفته و هيچگاه به توثيق افراد استناد نشده است .
حارث چند حديث شيعى دارد ؛ يكى درباره وصايت امام على ( ع ) است كه پيامبر ( ص ) به انس مىفرمايد : « نخستين كسى كه از در وارد مىشود ، امير مؤمنان ، سرور مسلمانان و خاتم وصيين است » . پس از آن
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ مدينة دمشق ، ج 30 ، ص 189 .
( 2 ) . تهذيب الكمال ، ج 5 ، ص 80 .
( 3 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 2 ، ص 188 .