طريق ، تنها اسناد اين روايت نيستند و از طرق ديگر نيز گزارش شدهاند . « 1 » ابنحجر ، اين روايت را از طرق متعدد گردآورده است و اعتراف مىكند افرادى چون ابنحبان و حاكم نيشابورى آن را صحيح دانستهاند . « 2 »
اين افراد ، شخصيتهاى فصل نخستين كتاب بودند كه به اصطلاح ضعيف و اخبارشان ساختگى قلمداد شده است . ما براى نمونه همه آنان را به اجمال بررسى كرديم و از هر فرد يك روايت را برگزيديم و در منابع جستوجو نموديم تا از درستى و صداقت نويسنده آگاه شويم . در همين اندك ، اشكالهاى بىشمارى وجود دارد و عدم امانتدارى وى در نقل و نقد گزارشها و قضاوتها به اثبات مىرسد . در بخشها و فصلهاى بعدى نيز كموبيش همين رويه ادامه يافته است و به بررسى تكتك موارد نياز نيست . اما لازم است اشاره شود كه برخى رجال غيرشيعه و غيرامامى همچون « محمد بن عمر واقدى » ( م . 207 ه . ق ) ، « 3 » « نصر بن مزاحم منقرى » ( م . 212 ه . ق ) ، « 4 » « ابوالفرج اصفهانى » ( م . ميانه قرن 4 ه . ق ) ، « 5 » « عبيدالله بن موسى بن ابىالمختار كوفى » ( م . 213 ه . ق ) ، « 6 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : المسند ، ابنراهويه ، ج 2 ، ص 32 ؛ المسند ، احمدبنحنبل ، ج 6 ، ص 52 و ج 6 ، ص 97 ؛ المسند ، ابويعلى موصلى ، ج 8 ، ص 282 ؛ المستدرك ، ج 3 ، ص 120 .
( 2 ) . فتح البارى ، ج 13 ، صص 45 و 46 .
( 3 ) . شيخ مفيد او را عثمانى مذهب مىشمارد ؛ قاموس الرجال ، تسترى ، ج 9 ، ص 492 .
( 4 ) . بر سر سنى و شيعه امامى يا زيدى بودنش اختلاف است ؛ قاموس الرجال ، ج 10 ، صص 358 - 362 .
( 5 ) . زيدى مذهب است ؛ معالم العلماء ، ابنشهرآشوب ، ص 175 .
( 6 ) . در فصل يكم به مذهب او اشاره كرديم اما سزاوار گفتن است كه احمدبنحنبل از عبسى به جرم اينكه مخالف معاويه بود ، روايت نمىكرد و به يحيىبنمعين پيغام داد كه چگونه از فردى كه دشمن معاويه است ، بسيار روايت مىكند . يحيى نيز پاسخ داد عبدالرزاق صنعانى از عثمان كه برتر از معاويه است ، روىگردان بود ؛ پس ابنحنبل نقل روايت از عبدالرزاق را هم ترك مىكند ؛ الغدير ، ج 5 ، ص 296 . نيز ابنمعين عقيده داشت ابنحنبل براى اينكه زحماتش براى درك محضر عبدالرزاق در سفر يمن از بين نرود ، از او روايت مىكند ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 9 ، صص 572 و 573 .