تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
على ( ع ) وارد مىشود . ديگرى خبرى است كه امام بر بالاى منبر مىفرمايد : « أنا عبدالله و أخو رسوله لايقولها الا كذاب مفترى » ؛ « من بنده خدا و برادر رسول خدايم . هركس جز من چنين ادعايى كند ، دروغ‌گوست » . اين روايت با عبارت‌هاى گوناگون ، در منابع بسيار و با اسناد فراوان آمده كه حكايت مىكند محدثان مسلمان آن را پذيرفته‌اند . « 1 » از برخى منابع بر مىآيد كه امام به سفارش رسول خدا ( ص ) چنين مىفرموده است . « 2 » از ميان اين منابع نورولى فقط سه منبع را برگزيده است . يكى « مصنف » ابن ابىشيبه ، ديگرى « خصائص » نسائى كه در انتهاى آن جمله‌اى ( فقال رجل : أنا عبدالله أخو رسوله ، فخنق فحمل ) زياده دارد و سومى « الكامل » ابن‌عدى كه يك كلمه ( مفتر / مفترى ) از برخى منابع كمتر دارد . او با انتخاب اين سه منبع قصد دارد تا تفاوت و شايد تناقض منابع را به نمايش بگذارد ، غافل از اينكه بيشتر روايات تاريخى و غيرتاريخى چنين‌اند و هركس براساس برداشتش و با تعبيرات خاص خود آن را گزارش كرده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الخصال ، ص 402 ؛ عيون أخبار الرضا ( ع ) ، ج 1 ، ص 68 ؛ كتاب سليم ، سليم‌بن‌قيس هلالى ، ص 430 ؛ المسترشد ، طبرى شيعى ، صص 264 و 374 ؛ تاريخ طبرى ، طبرى سنى ، ج 2 ، ص 56 ؛ ابن‌ابىعاصم ، الآحاد والمثانى ، ج 1 ، ص 148 ؛ كتاب السنه ، ص 584 ؛ المصنف ، ابن‌ابىشيبه ، ج 7 ، ص 497 ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 5 ، صص 106 و 107 و 126 ؛ خصائص اميرالمؤمنين ، نسائى ، ص 87 ؛ مسند ابىحنيفه ، ابونعيم ، ص 211 ؛ مناقب اميرالمؤمنين ، محمدبن‌سليمان كوفى ، ج 1 ، صص 305 و 314 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 2 ، صص 287 و 288 و ج 13 ، ص 228 ؛ جواهر المطالب ، باعونى دمشقى ، ج 1 ، ص 70 ؛ الجرح والتعديل ، ابن‌ابىحاتم ، ج 5 ، ص 20 . ( 2 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 5 ، ص 35 .