با اينكه حديث ، سندهاى بسيارى دارد ، اما نمىتوانم قلبا آن را بپذيرم . « 1 » به گفته ابنكثير ، ذهبى هم در كتابى مستقل ، طرق گوناگون حديث و بيش از نود تن از راويانش را گردآورده ، اما چون قبول نداشته ، به رد و نقض اسناد و متن حديث پرداخته است . « 2 » با وجود اين ادعاى ابنكثير ، خود ذهبى با بيان اين نكته كه حاكم نيشابورى ابتدا « حديث طير » را دروغ مىپنداشت ، ولى از نظر خود برگشت و آن را در مستدركش آورد ، اذعان مىدارد كه خودش نيز كتابى مستقل درباره « حديث طير » و كتابى درباره حديث « من كنت مولاه » داشته است و مىگويد : « با وجود فراوانى طرق حديث طير ، چنين واقعهاى انكارشدنى نيست » . « 3 »
با اين همه نورولى فقط به سه منبع ارجاع داده كه اولى ترمذى است و او در صحت آن ترديد كرده ، « 4 » دومى نسائى و سومى ابويعلى است . جالب آنكه در روايت ابويعلى و نسائى چنين آمده كه ابتدا ابوبكر و پس از او عمر آمدند ، ولى پيامبر ( ص ) هر دو را نپذيرفت . سپس على ( ع ) آمد و پيامبر ( ص ) او را راه داد . « 5 » همين روايت در « اسدالغابه » آمده و به جاى عمر ، عثمان قرار گرفته است و ابناثير وجود ابوبكر و عثمان را در خبر مردود مىداند . « 6 »
هامش
( 1 ) . البداية والنهايه ، ج 7 ، ص 390 . گويا قاضى نعمان مغربى ، كتاب طبرى را داشته است ؛ ر . ك : شرح الأخبار ، ج 1 ، صص 137 - 139 .
( 2 ) . همان ، ص 389 .
( 3 ) . تذكرة الحفاط ، ج 3 ، ص 1043 .
( 4 ) . السنن ، ترمذى ، ج 5 ، ص 300 .
( 5 ) . المسند ، ابويعلى ، ج 7 ، ص 105 ؛ خصائص اميرالمؤمنين علىبنابىطالب ، نسائى ، ص 51 .
( 6 ) . اسدالغابه ، ابناثير ، ج 4 ، ص 30 .