درباره اين سخن گفتنى است :
نخست : اگر سب صحابه موجب رفض باشد ، بسيارى از مسلمانان اعم از صحابه ، تابعان و ديگر مسلمانان رافضى خواهند بود و نبايد شيعيان را رافضى ناميد ؛ زيرا آغازگر سب و لعن معاويه بود كه به سبب كينه و دشمنى كه با اميرمؤمنان على بن ابىطالب ( ع ) داشت ، آن حضرت را لعن مىكرد و اين سنت سيئه را او بنا نهاد و سالهاى طولانى ، در قلمرو بنىاميه در سخنرانىها و نمازها بدان عمل مىشد تا اينكه عمر ابن عبدالعزيز به مخالفت با آن برخاست . در آن زمان دشمنى با آن حضرت ( ع ) و لعن ايشان عمل رايج جامعه مسلمانان شد و جريانى ناصبىگرى در جامعه رشد كرد . گزارشهاى بسيارى وجود دارد كه كسانى همچون « ابوعبدالله جدلى » و « عبدالرحمان بن اخى زيد بن ارقم » از كوفه ، نزد امالمؤمنين ، امسلمه ، مىرفتند و ايشان مىفرمود : « چه كسانى رسول خدا ( ص ) را سب مىكنند » آنان متعجب منكر اين كار مىشدند ، ولى امسلمه مىگفت : « سب على بن ابىطالب ( ع ) به منزله سبالنبى ( ص ) است » . حتى در روايتى آمده است كه نه فقط سب على ، بلكه سب محبان على ( ع ) حكم سبالنبى ( ص ) را دارد . « 1 » اگر كوفه كه مركز محبان على ( ع ) بود ، چنين وضعيتى داشت ، روشن است وضعيت ديگر مناطق چگونه خواهد بود .
در پى اين اعمال و ظلم به اهلبيت ( عليهم السلام ) ، برخى محبان آنان و نيز
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، صص 265 - 267 .