تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
در صلب على » . پس سب و لعن على ( ع ) ، يعنى سب برادر ، وزير ، وصى ، پدر فرزندان حضرت ( ص ) و سب نفس پيامبر بزرگوار اسلام ( ص ) . سوم : سنت ياد شده اختراعى و عقيده اهل‌سنت درباره صحابه است و نمىتوان آن را با سنت نبوى ( ص ) تطبيق كرد ؛ زيرا سيره صحابه نه فقط يكسان نبوده ، كه در بسيارى موارد متناقض و متضاد بوده است هر يك به روش خود عمل مىكردند و عملًا متابعت از همه آنان امكان‌پذير نيست . فقط رسول خدا ( ص ) سيره مقبول دارد و خداوند نيز آن حضرت را اسوه حسنه معرفى كرده است ، نه صحابه را . اگر منظور « . . . بايهم اقتديتم اهتديتم » باشد ، شيعيان نيز به برخى صحابه اقتدا كرده‌اند . پس هدايت يافته‌اند و نبايد در عقيده آنان تشكيك شود . مخالفت شيعه با برخى صحابه نيز بالاتر از مخالفت برخى صحابه با برخى ديگر ، و فراتر از جنگ جمل و صفين ، كه صحابه به روى يكديگر شمشير كشيدند و شمار فراوانى كشته شدند ، نيست تا موجب خروج از دين شود . چهارم : به فتواى ابن‌حنبل ، دشمن صحابه و دشنام‌دهنده به آنان بدعت‌گذار ، و به گفته ابوزرعه ، زنديق ، و به عقيده ابن‌تيميه ، طاعن در دين است و بنا به روايتى از پيامبر خدا ( ص ) لعن‌كننده مؤمن ، همانند قاتل او خواهد بود . « 1 » اين گفته و سنت دانستن محاسن همه صحابه ، سخنى ظاهرى است كه درواقع مرادشان سواى اهل‌بيت ( عليهم السلام ) به ويژه اميرمؤمنان على ( ع ) است . چگونه است كه ابن‌حنبل و بسيارى از بزرگان اهل‌سنت ،
هامش
( 1 ) . صص 24 - 26 .