برخى دشمنان على بن ابىطالب ( ع ) و لعنكنندههاى او را مانند « حريز بن عثمان » ناصبى را نه تنها تضعيف نكردهاند ، بلكه با تعبير « ثقة ثقة ثقه » بسيار ستودهاند . « 1 » اگر سب و لعن صحابه جايز نبود و موجب خروج از دين مىشد ، چرا ناصبىها و دشنامدهندگان على ( ع ) بدعتگذار معرفى نشدهاند ؟ در جايى كه با استناد به فرمايش رسول خدا ( ص ) لعنكننده را همانند قاتل مؤمن مىشمارند ، چرا قاتل على ( ع ) را با ادعاى اجماع ، مجتهد و قاتل عمار را « مجتهد مخطئ » و مأجور مىدانند « 2 » ؛ اما براى قاتلان عثمان اجتهادى قايل نيستند و آنان را فساق ، محارب ، خونريز و ملعون معرفى مىكنند ؟ ! « 3 »
- در بخشهاى صحابه ، رجعت و تقيه ، مطالب دروغ بسيارى را به شيعه نسبت داده و ابنسبا را نخستين نظريهپرداز رجعت و نخستين طعنكننده صحابه شمرده است . رجعت از عقايد اجماعى و مسلم اماميه است و شواهد قرآنى و مستندات روايى دارد و نيازى به وجود افرادى چون ابنسبا نيست . « 4 » تقيه نيز از معتقداتى است كه امامان شيعه ( عليهم السلام ) آن را
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر به سخن پايانى همين فصل مراجعه شود .
( 2 ) . از باب « إن اصاب المجتهد فله اجران ( اجر الاجتهاد و اجر الاصابه ) و إن اخطأ فله اجر واحد ( اجر الاجتهاد ) » .
( 3 ) . ر . ك : المحلى ، ابنحزم ، ج 10 ، ص 484 ؛ الفصل ، ابن حزم ، ج 3 ، ص 87 ؛ الاصابه ، ج 7 ، ص 260 . همچنين ر . ك : استدلالهاى ابنحزم در توجيه مخالفتهاى صورتگرفته با اميرالمؤمنين على ( ع ) در دفاع از عثمان و معاويه و تعريضهايى كه به عملكرد امام دارد ؛ الفصل ، ج 3 ، صص 78 - 88 و نيز دفاعيات ابنكثير از يزيد ؛ البداية والنهايه ، ج 8 ، ص 245 .
( 4 ) . ر . ك : الاعتقادات فى دين الاماميه ، صدوق ، ص 60 ؛ اوائل المقالات ، مفيد ، ص 77 ؛ رسائل المرتضى ، سيد مرتضى ، ج 1 ، صص 126 و 302 و ج 3 ، ص 135 ؛ الفصول المختاره ، سيد مرتضى ، ص 153 .