از عبدالعزيز جوهرى را كه او را محدثى موثق ، امين ، پرهيزگار و با دانش فراوان مىداند ، مىآورد تا تشيع هر دو را اثبات كند . اما حملات ابن ابىالحديد به شيعه و سنى معرفى كردن جوهرى را در همان صفحه پنهان مىكند . « 1 »
ح ) تكيه بر پژوهشها و نظريههاى ديگران
بيشتر مباحث نورولى بيان گفتههاى ديگران است و به ندرت مطالبى از خود آورده ، يا مطلبى را تحليلى كرده است . اعتماد و اتكاى بيش از حد نورولى به ابنتيميه ، از نكات انتقادپذير اين نوشته است . او ديدگاههاى ابنتيميه را دليل محكم و حجت تام پنداشته و با اين نگرش ، براى پذيرش يا رد هر سخن يا عملى ، به سخنان ابنتيميه ، البته آنجا كه نظر داشته ، مراجعه كرده است . « 2 » حتى نورولى نظر ابنحجر را در رد ادعاى ابنتيميه درباره انكار مؤاخات بين پيامبر ( ص ) و على ( ع ) - با اين توضيح كه ابنحجر آن را به مؤاخات أعلى و أدنى تفسير كرده است ، تا احتياجات أدنى به دست أعلى بر طرف شود - برنتافته و با استدلالى از ابنكثير به كمك ابنتيميه و تأييد نظر او آمده است . « 3 » همچنين همه بحث صحابه از ديدگاه شيعه كه پنج صفحه است ، نقل قول از پاياننامه كارشناسى ارشد مىباشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . اثر التشيع ، ص 115 .
( 2 ) . صص 21 ، 26 ، 304 ، 316 ، 322 ، 335 و . . .
( 3 ) . ص 295 .
( 4 ) . صص 27 - 31 .