اگر شيعه اين همه روايات تاريخى را جعل كرده است ، پس در تاريخنگارى چه سهمى مىتواند داشته باشد . اثبات اين ادعا به معناى تخريب تاريخنگارى است ، نه سهيمشدن در آن . اين تناقضگويىها ناشى از ديدگاه متعصبانه و غيرواقعگرايانه است ؛ در غير اين صورت بايد همه اخبار شيعى را ساختگى بداند . هرچند همين اعتراف او به نقش شيعه ، حاكى از صحت كلى اخبار و روايات شيعه است . البته نمىتوان وجود اخبار ساختگى را در عموم آثار اسلامى منكر شد .
از آن گذشته به صرف شيعه بودن راوى يا مورخ ، طرد و ناديده گرفتن هر روايتى كه به اعتراف خود وى ، حجم بسيارى از گزارشهاى تاريخى را در بر مىگيرد ، كارى غيرعقلايى و اشتباه است و همانگونه كه ذهبى اذعان داشته است ، ناديدهانگاشتن روايات شيعه ، موجب از بين رفتن بخش عظيمى از معارف شريعت اسلام مىشود . « 1 » اين حقيقت در تاريخ اسلام نيز صادق است . همچنين گفتنى است كه بر خلاف تصور اوليه يا ادعاى وهابيون ، اينگونه نيست كه هرچه شيعه نقل و گزارش كرده ، لزوماً با انكار و طرد اهلسنت روبهرو شده باشد . بلكه اغلب متعصبان تندرو ، روايات شيعه را انكار كردهاند و چه بسيارند عالمان منصف سنى كه بخش عظيمى از احاديث شيعه را در بعد تاريخ شيعه و فضايل اهلبيت ( عليهم السلام ) پذيرفته و در كتابهايشان گنجاندهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 5 .
( 2 ) . علامه شرفالدين عاملى ، صد نفر از شيعيان را نام برده است كه اهلسنت روايات آنان پذيرفتهاند ؛ المراجعات ، صص 180 . 105 . البته تشيع بسيارى از افراد اين فهرست اعتقادى نبوده است . بلكه اهلسنت آنان را شيعه ناميدهاند .