تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
اما در پاسخ عبدالعزيز نورولى كه ادعا كرده است ، شيعيان اخبار و احاديثى ساخته و علماى اهل‌سنت ندانسته ، آنها را نقل كرده‌اند ، بايد گفت چگونه مىتوان باور داشت تاريخ‌نگاران سنى كه بسيارى از آنها ضد شيعه‌اند ، انبوهى از روايات تاريخى را ندانسته و بىتوجه به محتوايشان نقل كرده باشند ؛ درحالىكه آنان براى تضعيف رجال و احاديث شيعه از هيچ كوششى فروگذار نكرده ، و با اندك احتمالى ، روايات موثق را جعلى معرفى كرده‌اند . در هر حال رواياتى كه نورولى آنها را در كتابش جعلى و ساخته شيعيان دانسته است ، در بسيارى از منابع حديثى ، فقهى و تاريخى اهل‌سنت وجود دارند . « 1 » اما اگر اين ادعاى نورولى را بپذيريم كه دانشمندان سنى ، احاديث جعلى را ، ندانسته ، در كتاب‌هايشان داخل و گزارش كرده‌اند ، پس بايد چنين نتيجه گرفت : نخست : محدثان و مورخان اهل‌سنت در نقل روايات ، احاديث صحيح و سقيم را از هم نمىشناختند و در تشخيص روايات صحيح و موثق ناتوان بوده‌اند ؛ دوم : اخبار فراوانى در منابع سنى وجود دارد كه ساختگى و جعلىاند . ما معتقديم و باور داريم كه هر دو نتيجه صحيح است و علماى اهل‌سنت روايات دروغين بسيارى را چه از روى بىتوجهى ، چه از روى ضعف در تشخيص و چه با غرض‌ورزى ، در كتاب‌هايشان وارد ، و به آيندگان منتقل كرده‌اند و علت پديدآمدن كتب صحاح و مسانيد ، وجود
هامش
( 1 ) . در ادامه به مواردى اشاره خواهد شد .
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 152 | محمد غفورى